ويرانههاى فعلى
در وادى ويرانى كه از سنگ انباشته است و محل شهر قديمى است آثار معدودى قابل تشخيص مىباشد . موريه نوشته است كه در آنجا مجراهاى زيرزمينى متعددى بوده است كه بايستى بوسيلهء حفارى كشف شود و خود او نتوانسته بود اطلاع درستى در اين باب بهدست آورد و جهانگردان بعد از او هم در اين زمينه توفيقى حاصل نكردهاند . محوطهء ويرانى را كه تقريبا صد پا مربع مساحت دارد بعضىها برج و بعضى ديگر مسجد پنداشتهاند .
باكينگهام در سال 1816 دو آتشگاه كوچك مانند آنچه در مقبرهء كوروش بوده و اشاره كردهام كشف كرد و چون نوشته بود كه قابل انتقال است از قرار معلوم بعدا از آنجا بردهاند . تنها ويرانهء قابل ملاحظه ساختمانى است به وسعت پنجاه پاى مربع كه يكى از ديوارهاى آن كاشىكارى زيبائى داشته و هنوز آثارش پابرجاست . اگرچه نيمى از آن در خاك پنهان مانده است و قاب پنجرهء هلالى و بقاياى ستونهائى كه سر گاو دارد بدون شك تقليدى از سبك كار تخت جمشيد است كه شايد روزى گچبريها يا سقفى بر آن واقع بوده است . موريه مىپنداشت كه صحنهاى در عقب آن وجود داشته است .
ارگ
صخرهء دهانهء غار كه از طرف جنوب شرقى پيشآمدگى دارد شبيه برج مخروطى است كه دو جناح آن بوسيلهء ديوار كهنهاى محصور گرديده و بر رأس آن يك بناى قديمى است . اين بنا كه ايرانيان قلعهء دختر مىنامند بدون ترديد آثار ارگى كهنه است كه بر دهانهء گردنه كاملا مسلط بوده است و همان ساختمانى است كه اصطخرى در شرح مذكور فوق به آن اشاره كرده است .
نقوش برجسته
از زاويهء اين تختهسنگ ما به غار وارد و راست در مقابل حجارى تصاوير برجسته واقع مىشويم كه مانند آثار مشابه در نقش رستم بهتر محفوظ مانده است و موقعى كه آثار آجرى يا سنگى سبكتر از ميان برود ، باز طى قرون آينده يادگار دوران افتخارآميز مجد و عظمت ساسانيان باقى خواهد ماند .
از اين نقوش برجسته دوتا در سمت راست دهانه يعنى كنار رودخانه و چهارتا در