براى انجام اين سفر انحرافى نيز اجير نكرده بودم ناچار شدم چهارپايان ديگرى در كازرون براى رفتن به شاپور كرايه كنم ، اما فقط با كمك حاكم كه از كار گستاخانهء چاروادار جلوگيرى نموده بود بانجام اين مقصود نايل شدم .
سفرى سواره تا شاپور ( بيشابور )
مسافران را بوسيلهء راههاى مختلف از جلگهء كازرون به شاپور بردهاند . من از تيرهاى تلگراف از راه كمريج تا پنج ميل رفتم ، سپس با انحرافى به سمت راست در جهت شمال غربى عازم مقصد شدم .
جاده از بيشههاى خاردار مستور و برگهاى سبز اين بيشهها خوراك خوشگوار شترها بود كه چندين رأس از آنها با وجود خارهاى درشتى كه بر اين بوتههاست سرگرم چريدن بودند .
چادرهاى ايل ممسنى سراسر جلگهء مجاور را سياه كرده بود . مردهاى ايشان قيافهء ستبر و شهرنشين داشتند و زنها از دردسر رو گرفتن فارغ بودند . در نزديكى شاپور مساكن آنها واقع بود كه بوسيلهء نى كه از رودخانه فراهم مىكنند به شكل بسيار بدوى مىسازند و با خارى تيغدار بهجاى ديوار محوطهء جالبى براى گاو و گوسفند فراهم مىشود .
وقتى كه در جهت انتهاى شمالى جلگه روانه شدم ، كوهپايه پر از تپههاى مصنوعى ( تومولى ) شامل سنگهاى وارفته و بناهاى فروريخته تا حدود چند ميل جلب توجه مىكرد . اين تپهها از كف جلگهء مجاور پنجاه تا شصت پا ارتفاع داشت . در همان حوالى صدها خاكريز قنات ديده مىشود كه با خرابهها و سنگها منظرهء خاصى تشكيل مىدهد . گاهى نيز به ديوارهائى با سنگ درشت برخورد مىكنيم كه به قدرى مستحكم و پرمصالح ساخته شده كه با وجود آسيبهاى قرون از خطر فنا مصون مانده است . آنجا ويرانههاى شهر شاپور است .
راجع به جلگهء شاپور حكايتهاى متعدد خوانده و شنيده بودم و همچنين شرح رودخانهاى كه خرامان از ميان اين شهر ويرانه جارى است و حجارىهائى كه بر كرانههاى اين رودخانه است .