تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
من حيران بودم كه آن آثار پس در كجاست كه ناگاه از كنار صخرهء شمالى جاى وسيعى نمودار شد و دهانه‌اى كه تقريبا صد يا رد عرض داشت نمايان گشت كه از بالا تا پائين شكافته مىنمود ، از اين دهانه رودخانهء شاپور جارى بود و آن بسترى پرسنگ و كرانه‌اى پوشيده از نيزار و بوته‌هاى گلدار داشت . آن سوى ساحل حجارىهاى معروف شهريار ساسانى ديده مىشود . اين دهانه كه به تنك‌چكان معروف است در قسمت داخلى تا 400 يا رد عرض دارد و سپس به جلگه‌اى باز مىشود كه گرد آن را كوه فراگرفته تو گوئى آمفىتآترى به‌وجود آورده است . صخره‌ها در بيشتر جاها تا چندصد پا ارتفاع ، سطح صافى دارند .

شهر ساسانى

هرچند بنابر نظر علما استخر يا تخت جمشيد پايتخت پادشاهان ساسانى بوده و ديرزمانى اهميت خود را از لحاظ كانون تجديد حيات آئين ملى حفظ نموده ، باز مانند اسلاف هخامنشى خويش پادشاهان اين خاندان نيز بنابر راه‌ورسم مشرق‌زمين به تغيير دادن مقر خود علاقه‌مند و طالب نمايش و ابراز دستگاه جداگانهء شاهى خود بودند . تيسفون پايتخت اشكانى مقر ديگر اين پادشاهان به‌شمار مىرفت ، بعدا در زمان خسرو دوم كاخ باشكوهى در دستگرد و نيز در دشت كلده ساخته شد . در جاهاى ديگر هم اشاراتى راجع به قصور سروستان و فيروزآباد داريم ، ولى هيچ كدام از پادشاهان ساسانى مثل شاپور ذوق و علاقهء بناى ساختمان‌هاى بزرگ نداشته است . از آثار عمدهء او در شوشتر كه بعدا ذكر خواهم كرد و شهر خود او واقع بين دزفول و شوشتر است كه ويرانه‌هاى آن اكنون جندىشاپور نام دارد . بعضىها بناى پل دزفول را نيز به وى نسبت مىدهند . در نقش رستم نقوش برجسته راجع به پيروزىها و شكوه پادشاهى او را ديده‌ايم ، اينك در محلى به نام خود او ما در يك شهر شاهى هستيم كه وى آن را بنا كرده و به مثابهء جاودان‌ترين اثر پادشاهى خود باقى گذاشته است .