تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
گلى بر سر دارد . در جلو سر اسب كتيبه‌اى در پنج سطر ديده مىشود ، اما الفباى معمولى فارسى نيست و بر فراز آن تصوير بچهء بالدارى يا مظهر نبوغ به حال پرواز است و سربندى را به شهريار تقديم مىدارد . مسئلهء مهم در اين لوحه مانند ساير نقوش برجسته‌اى كه همين صحنه را نشان مىدهد شباهت وضع كسى كه به زانو افتاده با آن دو تن ايستاده است . آيا شخص متضرع سيرياديس است و آنكه ايستاده والرين يا برعكس ، ابتدا با دلايلى كه داشتم و در اينجا قابل ذكر نيست با نظريهء اول موافق بودم ، اما پس از رسيدگى دقيق تمام حجارىها به اين نتيجه رسيده‌ام كه آن‌كس كه به زانو افتاده والرين امپراتور مخلوع است و آنكه ايستاده و دست شهريار در دست اوست جانشين وى و امير جديد است . در عقب كسى كه به زانو افتاده دو نفر ايستاده‌اند كه ظاهرا منصبداران ايرانىاند . سوارهاى عقب پادشاه هم بدون شك نگهبانان هستند كه لباس پارسى بر تن دارند و دست راست هركدام بالاست و انگشت سبابه ، به طرزى كه در غالب حجارىهاى زمان ساسانى ديده مىشود به حال اشاره بلند شده است و به‌درستى ، علامت احترام محسوب داشته‌اند . تصاوير پنج صحنه كه در مقابل شهريار است بيشتر مربوط به جنگاوران است كه بعضى از ايشان اسلحه دارند و بعضى ديگر چيزهائى كه ماهيتش درست روشن نيست و اغلب صاحب‌نظران نفرات لشكريان مغلوب دشمن پنداشته‌اند و بعضىها نيز خادمان دربارى شمرده‌اند . تمام اين حجارىها بر تخته‌سنگ بلندى تيشه‌كارى شده است و عمق تورفتگى آن از يك تا پنج پاست .

ساحل مقابل و آب‌رو

در اينجا از همان راهى كه آمده بوديم بازمى گرديم . حال كه نقوش برجستهء طرف راست دهانه را سير كرديم رودخانه را در چند قدمى پائين ارگ عبور و سپس الواحى را كه در سمت ديگر يا شمال غربى صخره است بازديد مىكنيم . دسترسى به اين چند صحنه خيلى سخت‌تر از بقيه است ، چون در ارتفاع بيست تا پنجاه پا از سطح رودخانه واقع است . درحال‌حاضر