تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
عقيده ابا ندارم كه ستون‌هاى عهد هخامنشى باآنكه شايد از روى نمونهء ماد « 1 » بوده و بىشك و شبهه از طرز تزئين يونانى آراستگى يافته بوده است و استوانهء آن اصلى و محلى است ، پيش از تأثير و نفوذ سبك مادى و يونانى يا بومى از اصل مصرى بوده و آن وديعهء ديگرى از مخزن سرشار هنرى درهء نيل به‌شمار مىرفته است « 2 » . اين موضوع نيز از لحاظ اين جانب قدر و اعتبار بسيار دارد كه با وجود ماد و مازندران به‌كار بردن ستون‌هاى سنگى ، آن‌هم به حد وفور كه در كلده و آشور سابقه نداشت در ايران نيز تا پادشاهى داريوش يعنى بعد از لشكركشى كمبوجيه به مصر از آن اطلاعى نداشتند . پس از كدام ناحيهء ديگر معماران ايرانى فكر ساختمان تالارهاى وسيع و كوتاه را كه ستون‌هاى فراوان نگهدار سقف هموار آن بوده با ستون‌هاى جناحى تا زواياى تاريك تالار امتداد مىيافته است اقتباس كرده‌اند ؟ حقيقت امر اين است كه در مصر تالارهاى ستون‌دار در جلو معابد خدايان واقع گرديده است كه همان در ايران در جلو خان مقر پادشاهان ديده مىشود . ولى آنچه خداوندگار در آئين مصرى مقام داشته و فرعون مظهر آن بوده در ايران خود پادشاه آن قدر و مقام را در آئين ايرانيان داشته است . در هر دو مورد مزبور تالار از جهت معمارى منظور واحدى را انجام مىداده است بنابراين نظر من آن است كه اين كار نيز از سرزمين مصر اقتباس شده بوده است .

يونان

منتقدين دربارهء اين نكته كه ايران از لحاظ نفوذ هنرى چه دينى نسبت به يونان داشته است چندان اتفاق‌نظر ندارند . بين دو كشور نه فقط در دوران
هامش
( 1 ) - ستون‌هاى مادى چنان كه در كاخ معروف اكباتانا ديده مىشود و هرودوت به ديوسس منسوب داشته است از چوب ساخته شده بود كه با ورقه‌هاى فلزى پوشانده بودند ، با وجود اين به‌نظر من از اصل كلدانى بوده چون عين آن را در حفريات تل‌هاى كلده بيرون آوردند . اكثريت نويسندگان مثل رالينسن و ديولافوا عقيده دارند كه ايرانىها به‌كار بستن ستون را در معمارى قصور شاهى از ستون‌هاى چوبى بناهاى حقير مازندران و گيلان گرفته‌اند . به‌نظر من دليلى در تأييد اين نظريه نيست . اين دو ولايت و مردم آن همواره از ديگر نقاط ايران جدا زيسته‌اند و بنابراين بعيد است كه چنين اثر و نفوذى در كار ايرانيان جنوب البرز نموده باشند . ( 2 ) - من از تأييد قول كانن رالينسن معذورم كه مىنويسد : « اين از افتخارات هنرى ايرانيان است كه اين سبك را اختراع كرده‌اند و بدون ترديد از مصر يا آشور نيست » .