تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
از همه بالاتر همين نكته است كه مىتوانيم صنعتگر ايرانى را بواسطهء پيشرفت شايان توجهى كه در زمينه‌هاى هنرى احراز كرده بود تهنيت بگوئيم . البته هنوز وى نياموخته بود كه بايد زيبائى و جمال را كمال مطلوب خويش قرار دهد و ماده را تابع صورت سازد و از تطور حركات و اشكال خرسندى خاطر حاصل كند . راه‌ورسم كار او را دربست و تمام در پيش پاى او نهاده بودند ، امكان انحراف مختصرى در اختيار خويش داشت عظمت و جلال دستگاه شاهى و فقط اين منظور ، مراد و سعى هدف كار او به‌شمار ميرفته . با اين وصف وى سبك‌هاى خشك و غالبا چرند قبلى را در كار خود پشت سر نهاد و صور ناهنجار و غريب و بىتناسب را كه پيوسته از خصايص معمارى مصرى و آشور بود ، در درجهء دوم قرار داد و درحالىكه قدر و منزلت عالى شاهنشاهى را در آثار خود همواره مرعى مىداشته فرصت و امكان ابراز جنبه‌هاى برازنده و ارزنده‌تر هنر را نيز از دست نمىداده است .

زمينهء محدود

حال‌كه بنابر شرح فوق قدر و مقام هنرمند ايرانى را شناخته‌ايم با ما است كه زمينهء محدود كار او را نيز خواه از جهت موضوع و يا از لحاظ سبك باز نمائيم . احدى از ابراز شگفتى و اعجاب نسبت به ايوان تخت جمشيد و پلكان چندمرتبه‌اى و از دروازه‌هاى پيكره‌دار تا جرزهاى منقوش آن خوددارى نتواند نمود و هيچ‌كس هم در حين بازديد آن 1200 پيكره كه هنوز بر سنگ‌ها با ابهت تمام جلوه‌گرند از اين فكر و احساس خالى نخواهد بود كه آن آثار سخت يكنواخت و خسته‌كننده است . همه‌جا يك موضوع در ميان است ، يك موضوع فقط ، واحدهاى ساختمانى بزرگ همه بر يك نهج‌اند و با تغييراتى بسيار مختصر همه‌جا همان كاخ ، همان پلكان ، همان كتيبه ، همان سرستون ، همان تالار ستون‌دار ، همان پى و پايهء ستون ، همان بدنه و همان استوانه است . در همه‌جا پيكرهء شهرياران يك‌جور است . صورت يك پادشاه را با شهريار