تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
شناخته بود . غرب ، شرق را پس راند و با اين عقب‌نشينى غنايمى همراه آورد و با ثروت و سطوت خويش از قدرت هنرى اقوام جديد يعنى كلده و آشور و ليقيه و يونيه و مصر و يونان بهره‌مند شد . اين اثر تاريخى آن جنگ نيز بود و به‌طورىكه خواهيم ديد در زمينهء هنر و پيشرفت هم تأثير فراوان نمود .

نفوذ آشور

نزديك‌ترين و شبيه‌ترين تمدن‌ها خواه و ناخواه بيشترين تأثير را نموده بوده است . هركسى كه آثار هنرى كلدانى و آشورى را كه در نتيجهء حفريات از تل‌هاى بين النهرين پيدا شده است ، بررسى كرده باشد و يا با غنايمى كه در نيمرود و خرس‌آباد و قوپونجيك به‌دست آمده است آشنا باشد ، آيا باز آثار هخامنشى براى او هيچ تازگى خواهد داشت . اينك من به برشمردن نمونه‌هاى ميراثى غيرقابل انكار هنر زمان سناخريب و بخت النصر به ترتيبى كه در ايوان تخت جمشيد به‌نظر ما مىرسد خواهم پرداخت . صفهء مصنوعى يا برآمدگى كه با سنگ روكارى شده است ( ايوان‌هاى آشورى معمولا روكار آجرى داشت ، ولى در قصر سارگون با سنگ هم فرش شده بود ) كه بر رأس كنگره يا بارو داشت و بوسيلهء رشته‌هاى بزرگى از پلكان بر آن بالا مىرفتند ( كه برطبق معمول در آشور با آجر و گاهى نيز با سنگ است ) از خصايص عادى كاخ‌هاى شاهى بر كرانه‌هاى دجله به‌شمار مىرفته . پيكرهء انسان بالدار با سر گاو در دروازه تقريبا عين ابو الهول‌هاى دربان قوپونجيك و خرس‌آباد است و با همان وضع و حالت و همان نيم‌تاج و موهاى مجعد و همان بالهاى پردار ، ولى نمونه‌هاى تخت جمشيد كه به دورهء هنرى ديرتر مربوط مىشود ناگزير ظرافت بيشترى دارد . از لحاظ شكل و ظاهر وضع مبالغه‌آميز سابق در ميان نيست ، پاى پنجمى كه اشاره‌اى هم كرده‌ام ديگر ديده نمىشود و عضلات اندام متناسب‌تر مىنمايد و بال‌ها بيشتر به سمت بالا انعطاف يافته‌اند و اختلاف بارزى در نوع ساختمان نيست كه جبهه در هر دو متساويا موازى دروازهء ورودى است ، نه‌آنكه در جبههء راست ديوار خارجى باشد .