تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
فقط آن هيولاها از يادگارهاى حيرت‌آور آشورى نيست و اولين بار هم نبوده است كه شير در ايوان تخت جمشيد بر گردهء گاو حمله‌ور شده است . جدال پادشاه با موجود غيرقابل وصف از قرن‌هاى پيش در نقش‌هاى برجستهء افسانه‌اى ايزدوبار « 1 » ديده شده و هرگونه عنوان و لقب تشريفاتى شاهنشاه ايران در فهرست القاب و عناوين سلاطين آشور سابقه داشته است . جلوس شهريار بر تختى كه عقب بلند و بسته‌اى دارد ( اين كرسى نمونهء آشورى است ) و تخت دوطبقه كه سربازان بر دست بلند مىكرده‌اند و نيز ملازمان « سايبان » رژهء بندگان ، منصب‌داران و نگهبانان و خراجگزاران همه تقليد و عاريتى است . اگر اهورامزداى بالدار از بالاى سر شهريار در دستگاه‌هاى هخامنشى به حالت پرواز و نگهدار اوست ، همين كار را پروردگار در بالاى سر سلاطين نينوا مىكرده است . مشخصات پيكرهء خود پادشاه با هيكل بلند و موهاى مجعد و ريش و جبهء شاهى در نزد آشور نسيربال و داريوش يكسان است و منظور غائى حجارىها و اساس بناى كاخ‌ها در هر دو مورد يكى و دال بر عظمت خداوندى شهريار است .

ليقيه و يونيه

اين بود اندازهء نفوذ قاطعى كه مكتب‌هاى سابق و همجوار هنرى نسبت به سبك تازه درآمدهء ايرانى نموده بود . در شوش كه در مجاورت سرزمين كلده واقع بوده است اين شباهت و تأثير بارزتر به‌نظر مىرسيد ، زيراكه بواسطهء فقدان صخره و كوهستان يگانه وسايل ساختمانى گل و آجر بود كه به‌مقدار كلان فراهم مىگرديد . تل‌هاى عظيم شوش تپه‌هاى سخت و محكم سيپارا « 2 » و بابل را به خاطر مىآورد ، ولى چه اثر نافذ و بارزى هنر آسياى صغير و مستعمرات جزايز ايونى يونان نسبت به هنر ايرانى داشته است ، اظهارنظر صريح مقدور نيست و من ترجيح مىدهم كه راه و ترتيب متناسبى را اختيار كنم كه كسى رد و انكار نكند ، نه‌اينكه بحث و جدالى را شروع نمايم كه آسان به نتيجهء عملى نرسد . بهرحال در دستگاه‌هاى پاسارگاد و نقش رستم كه سعى نموده‌ام ثابت شود فقط آرامگاه بوده است ، ما
هامش
( 1 ) -Izdubar( 2 ) -Sippara
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 235 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى