تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
قطعات مطلوب آن بناها جدا و با خود حمل كند . وى اعتراف نموده است كه چند پيكره را قطعه‌قطعه كرده بود . هرچند كه جاى نهايت خرسندى است كه از 1200 اثر حجارى و تيشه‌كارى كه بنابر روايات در زمان او وجود داشته ، وى خوشبختانه فقط چندتا از آنها را هدف كار ناهنجار خويش ساخته است . تا هزار سال ديگر اعقاب ما باز دلايل وافى براى سير و زيارت آثار تخت جمشيد فراهم خواهند داشت .

انتقادى هنرى

باآنكه اين كتاب اثرى در باب هنر نيست و من داعيهء فن نقد در كار هنرى ندارم ، باز به خود اجازه مىدهم كه در پايان گفتار به نحو ايجاز ملاحظاتى دربارهء مشخصات و ارزش هنرى آثار تخت جمشيد اظهار كنم و چون اين ويرانه‌ها را با دقت بسيار از نزديك بازديد كرده‌ام ، مىتوانم آنها را با آثار مشابه كه در ديگر نقاط آسيا هست و توفيق ديدار داشته‌ام مقايسه نمايم و اين مزيتى والاست كه در ضمن بررسىهاى خود كمتر كسى را واجد آن يافته‌ام . بسيارى از كسان از گوشهء اطاق كار خود بدون باك و وسواس راجع به نوع و اصل صنعت معمارى هخامنشى اظهارنظر كرده‌اند با وجوداين ، نويسندگان ما هميشه جملگى بر يك قول نبوده‌اند ، زيراكه از يك طرف در كتاب يكى از ايشان مىخوانيم كه اين آثار تقليد صرف بوده است لاغير « 1 » . نويسندهء ديگر اظهار عقيده مىكند كه : خصايص اصلى و عمدهء آن تا جائى كه ما مىتوانيم گفت خالى از اصالت نيست » . در مقابل ، نظر من بطوريكه عموما هم واقع مىشود بين اين دو نهايت در حد ميانه است ، اما در اين مورد قول نويسندهء اولى از سخن گويندهء ثانوى بيشتر مقرون به حقيقت است .

تاريخ سررشته‌اى در جهان هنر

نخستين و ضرورترين اقدام آن است كه اين هنر دورهء هخامنشى را با ادوار و شرايطى كه زير تأثير آن به‌وجود آمده است
هامش
( 1 ) - راگوزينZ . A . Ragozinدر كتاب ماد ( داستان ملل ) مىنويسد : هنر ايرانى از سر تا ته و از هر جهت جنبهء تقليد داشته است ، مگر با يك استثنا كه ناشى از سبك آريائى در كار معمارى و آن هم رواج ستون‌سازى است .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 232 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى