ارتباط دهيم و دريابيم كه از چه جهاتى ممكن است صحيفهء تاريخ كليد كار شود . تا آنجا كه دركش براى ما مقدور است اساسا هنرى در آن دوره بوده است كه ناگهان پديد آمد و ديرزمانى دوام نيافت و به فترت و انحطاط سريع و بىموقع دچار گرديد . فقط دورهاى معادل دويست سال پايدار ماند و از پيوستگى دولتهاى انزان ( - انشان - نام قديم خوزستان ) و ماد و ايران كه امپراتورى واحد كوروش كبير را تشكيل داده بود بهوجود آمد و با يورش اسكندر راه زوال پيمود .
درواقع پايندگى آن با استقرار خاندانى كه بانى و يا حامى آن بودند توأم گشت و بعد از جلوهگر ساختن و جاودان كردن پيروزىهاى ايشان به همان سرنوشتى گرفتار آمد كه خود آن سلسله دچار شده بود . اكنون بايد ديد كه وضع و محيط ايران در بحبوحهء آن دوره از چه قرار بوده و ايران با چه ملتها و سبكهاى بيگانه ارتباط داشته است ؟ جواب اين استفسار ساده است و آسان به ذهن خواهد آمد .
نبردهاى كوروش ميراثهاى افتخارآميز نينوا و بابل را نصيب امپراتورى جديد و شهريار فاتح را بر تختهاى شهير آن كشورها مستقر ساخت . اين سرزمينها از ديرزمانى پيش مركز فرمانروائى پادشاهان متعددى بودند و شكوه و عظمت دربارهاى ايشان زبانزد مردم جهان قديم و بهخصوص صفحات تاريخ هرودوت مشحون از نامونشان ايشان بوده است و در كتابهاى مقدس نيز از آن داستانها اشاراتى هست و پيروزى و مفاخر آنها نيز هنوز پايدار . در اثر فتوحات پىدرپى ، گنجينههاى ثروت و هنر مترقى آسياى صغير هم در اختيار ايران افتاد و ايرانيان را با مستعمرات يونان و سواحل ( مديترانه ) بحرى مربوط ساخت .
كمبوجيه افق جهانگيرى را باز هم فراختر نمود و در مصر با قديمترين تمدنها برخورد و آن را جذب كرد و سرانجام در دورهء داريوش و خشيارشا جنگ بين لشكريان مهاجم پادشاه كبير با جمهورىهاى اروپا درگرفت كه در آن موقع مهد آزادى بودند و بهزودى پرورشگاه پاكترين و آزادترين هنرهائى گرديدند كه جهان
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٢٣٣