تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
هيچ نقطهء ديگر در ايوان يا ساير جاها رواق‌هائى كه از دستگاه مركزى كه به دليل ساختمانى با آن مربوط است كاملا جدا شده باشد ديده نشده است ، از اين‌رو قول اصلاحى كوست و شىپيه « 1 » را با ترديد بايد تلقى نمود . از جهت ديگر چنين به‌نظر مىرسد كه بيشتر بناهاى صفهء تخت جمشيد ديوار داشته و باآنكه قسمت‌هائى كه با گل و خشت ساخته شده بود ناپديد شده است پايه‌هاى سنگى و قاب پنجره و طاقچه‌ها در همه‌جا ديده مىشود ، در صورتى كه در تالار خشيارشا كمترين اثرى از پنجره و طاقچه و درگاه نيست كه به نظر من دليل غيرقابل ردى است كه هيچ‌گاه از اين قبيل چيزها با تركيبات سنگى در آنجا ساخته نشده بوده است و قابل تصور هم نيست كه روزگارى در آنجا بوده و بعدا به‌كلى از بين رفته باشد . فرگسن جواب اين مسئله را به اين نحو داده است كه فقط ديوار گلى با روكار كاشى ميناكارى داشته است ، اما هيچ‌گونه اثرى در تأييد اين نظريه به دست نيامده و معلوم هم نيست كه چگونه پايه‌هاى سنگى را در همهء ديوارها به‌كار برده بودند ، مگر در اين تالار ، بعلاوه ديوارهائى با وضع و ابعاد مزبور اين تالار را از حالت و هيبت خاص خود مىانداخته و شايد هم طرح معمارى آن را مختل مىساخته است . ظاهرا هيچ‌كس انكار ندارد كه اين تالار بطورىكه از حجارىهاى آن برمىآيد تالار بار عظيم و تالار شاهنشاهى يا تختگاه شاهنشاه بوده است . در آن شاه‌نشين ، وى بر تخت و در زير سايبان به همان قسمى كه در ديگر كاخ‌ها نيز بوده است و شرحش خواهد آمد جلوس مىنموده تا اتباعش او را تماشا كنند و شاهنشاه نيز آنها را ديده باشد و افراد مردم در رواق‌ها و از ميان ستون‌ها فراهم مىآمدند تا درود و احترامات خويش را به پيشگاه وى تقديم دارند . در چنين محل و با چنين وضع و حالى فضاى كافى و نور فراوان به منظور سهولت حركت و ديدار ضرور بود و عظمت و سطوت وجود شاهنشاه درخور كتمان
هامش
( 1 ) -Chipiey