تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
نبود ، بلكه بر خلاف ، كمال ابراز و درخشندگى را ايجاب مىنمود كه بدين‌ترتيب اسباب ديگر براى كم‌وبيش كردن نور و پس‌وپيش نمودن خلق مورد نمىيافته است . اين بساط و كار در مشرق زمين سابقهء بسيار قديم داشته است و مفتاح اسرار ديرين اكنون در زير نظر خود ما است ، چون در همين تالارها و ايوان‌هاى بىدر و ديوار پادشاهان متأخر ايران از شاه عباس به اين طرف چنان كه در فصل تهران و اصفهان ملاحظه شد خود را به اتباع خويش نشان مىداده‌اند و جلو اين تالارها را فقط با پارچهء گرانبها و پرده مىپوشانيده‌اند و اگر اين شاهد بارز جديد هم به حد وافى مايهء اقناع نباشد مىتوانيم روزگار بعيد را كه مقارن زمان تخت جمشيد بوده و شواهدى معتبر كه از آن عهد و زمانه باقى مانده است در نظر بياوريم يعنى به شوشان يا سوزا كه كاخ زمستانى همين شهرياران در آنجا بوده و بناهاى سنگين‌تر ايشان را ما در اينجا تحت بررسى داريم ، توجه نمائيم . در همه‌جا باغچه‌سراى شاهى پرده‌هاى سفيد و سبز و آبى با بندهاى ممتاز كتانى و ارغوانى و گاهى نيز حلقه‌هاى نقره و ستون‌هاى مرمر داشته است ، بنابراين بدون اينكه به‌صورت قطع ضرورتى براى قول نظريهء هريك از دو دسته صاحب‌نظران فرانسوى باشد كه نامشان ياد شده است و يا رد قطعى اين موضوع كه ديوارهايى ، تالار مركزى را با حواشى ستون‌بندى ارتباط مىداده است باز به‌عقيدهء من قول ايشان در زمينهء كشف حقيقت از آنچه نويسندگان انگليسى گفته‌اند بيشتر مقرون به صواب است و آن دستگاه عظيم در هنگامى كه خشيارشا مراسم دربار باشكوه خود را آنجا برگزار مىنموده بهر وضع و صورتى كه بوده با آنچه فرگسن فرض و عنوان كرده است كمترين شباهتى ندارد .

سقف

استدلال مشابهى نيز راجع به اين موضوع پيش مىآيد كه در اينجا يا ديگر عمارت‌هاى تخت جمشيد مسئلهء سقف چه صورتى داشته است . جاى شك نيست كه در اين مورد نقطه‌هاى خالى در ستون‌هاى دوسر و زبانهء جرزهاى زاويه در چند بناى ديگر به‌منظور جا دادن سر تيرها بوده است و اين
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 204 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى