سقفها به هيچ احتمالى سنگى نبوده است ، زيراكه ستونها چندان محكم و يا به قدر كافى نزديك هم نبوده كه قادر به نگاهدارى وزن آن باشد و هيچ قسم نمونهاى هم از اين نوع سقف يافته نشده و چنين چيزى بههيچوجه با سبك معمارى زمان تطبيق نمىكرده است .
از جانب ديگر بنابر قول مورخان يونانى بخصوص كيتوس كورتيوس احتمال قوى آن است كه سقف بناهاى تخت جمشيد از چوب سرو آزاد بوده و شاهد اين فرض آثارى است كه در خود ايوان بهدست آمده بوده است و تختهء سرو را به خاطر حفاظت با نوعى برچسب گلى مىاندودند ، چنان كه بواسطهء ضرورت اقليمى همين كار طى قرون در ايران سابقه و رواج داشته است . اما چون دليل قاطع در اينباره به دست نيامده است ترجيح مىدهم كه از اظهار نظر قطعى خواه مثبت يا منفى خوددارى نمايم و به همين علت نيز فرض بىپرواى فرگسن را دربارهء سقف ابنيهء هخامنشى رد مىكنم .
تنها وسيلهء مقايسه و تشابه بهنظر او حجارى بالاى مقبرهء شاهى در نقش رستم و عقب تخت جمشيد بوده كه بر سقفى مانند برآمدگى و نماى كاخهاى مجاور آنجاست كه نقشى از پادشاه در حال دعا و نيايش هست و بر كرسى يا جايگاه دوطبقهاى ايستاده است . وى اين صحنه را تقليدى از عمارتهاى غيرمذهبى ايوان پنداشته و بهحدى هم راه مبالغه پيموده كه اظهار داشته است ترديدى وجود ندارد كه مانند مقبره ، بناهاى تخت جمشيد هم طبقات متعدد داشتهاند . ولى كمترين دليل و برهانى براى تأييد اين قول در ميان نيست .
كاخ داريوش
وقتى كه از تالار خشيارشا از سمت شمال به طرف جنوب پيش مىرويم از همان راهى كه اكثر مسافران هم مىروند و جاى پا ديده مىشود ، در طرف جنوب به بناى ديگر كه كوچكتر ، ولى كاملتر است مىرسيم كه مطابق كتيبههائى كه همانجاست به كاخ داريوش شهرت يافته است . اين بنا شامل تالار مركزى است داراى شانزده ستون در چهار رديف و هر رديف هم چهار ستون با ايوانى كه هشت ستون در دو برج در جبههء غربى دارد و آثارى كه ظاهرا علامت