در هر انتها و گوشه كه در اثر الحاق پلهها ايجاد گرديده باز همان پيكر شير و گاو بهنظر مىرسد . دستههائى كه در انتهاى شرقى است باآنكه چندين قرن در زير خاك مانده بوده باز تازگى حيرتانگيز درخشانى دارد .
بعد از آن حاشيهء سهگوش لوحههائى براى كتيبهپردازى آماده شده بود كه بنابر مفاد يادداشتهاى خودم قسمت طرف چپ سائيده و محو گرديده ، ولى كتيبهء سمت راست به خط ميخى در نيايش پروردگار اهورامزدا و ذكر نام خشيارشا ، شاه بزرگ و شاهنشاه فرزند داريوش پادشاه هخامنشى است .
از اين لوحهء در سه صف افرادى كه اشاره نموده بودم و قد هركدام بالغ بر سه پاست به جانب مركز رواناند . دستهء ديگر هم از طرف مقابل اين نقطه در حركتاند . اين دو رديف بهصورت بارزى دو طبقه از افراد را نشان مىدهد ، آنها كه در طرف چپاند با نيزه و اسلحه و ادوات موسيقى با ارابه و اسب به وجه نمايانى درباريان و پاسداران شاهنشاهاند ، دستهء ديگر در طرف راست به قسمتهاى جزء تقسيم و به اندازه و شبيه درختان سرو حجارى شدهاند . از قيافه و لباس ايشان پيداست كه به اقوام مختلف تعلق دارند با چيزهائى كه در دست دارند يا همراه مىبرند از قبيل گاو و الاغ و گوسفند و شتر و ميوه و ظروف و جواهرات و زيورآلات و بطوركلى هدايا مربوط به تقديم درود و نيايش اتباع شاهنشاهى است و ترديدى باقى نمىماند كه اين تصاوير راجع به مراسمى است كه هرساله در كاخهاى شاهى معمول مىگرديده است .
در مواردى كه شاهنشاه در فصل مساعد و مطلوب بهار به تخت جمشيد مىآمده است تا گزارش مأموران خود را استماع كند و احترامات و خراج اتباع خويش را دريافت دارد به همان وضع و حالى كه در بناهاى پارتنون « 1 » در آتن هم باشكوه و جلال محدودترى منقوش شده است .
ستونها
اينك كه در مرتبهء فوقانى ايوان هستيم به جالبتوجهترين آثار خارجى آن ويرانهها نزديك شدهايم كه به گفتهء شاعر :
هامش
( 1 ) -Parthenon .