تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اطاق‌هائى است كه در عقب آن ساخته شده بود . اين تنها بناى روى صفه است كه در جبههء جنوبى است و پلكان در طرفين آن ساخته شده كه مدخل عمدهء كاخ به‌شمار مىرفته است . بعدا پلكان سومى نيز بر آن افزوده شده بود و همچنين مدخل ديگرى هم در سمت غربى مقابل كنارهء ايوان اصلى و جلگهء مرودشت است . براى هر مسافرى كه مثل من از طرف شمال وارد مىشود اين راه طبيعى ورود است و بنابراين بنا را از سمت عقب به طرف جلو سير و قدم‌به‌قدم آن را تعريف مىكنم .

مدخل جناحى

تمام اين بنا بر صفه‌اى كه از تالار خشيارشا تقريبا ده پا بلندتر است واقع گرديده ، ابعادش 132 پا طول و 96 پا عرض است . وقتى كه از پلكان دو پهلوى جبههء غربى بالا مىرويم كتيبه‌اى كه قسمتى از آن پنهان است بر ديوار ايوان مشاهده مىشود و روى ديوار مقابل پلكان كه در اينجا هم پيكرهء شير و گاو و در طرفين آن هست لوحه‌اى است داراى كتيبه‌اى كه نيك محفوظ مانده و حاكى است كه آن پلكان را اردشير سوم صد و پنجاه سال بعد از ايجاد آن بنا اضافه كرده است . بر بالاى پله‌ها از درگاهى عبور مىكنيم كه ديواره‌هاى آن شايد در اثر زلزله كج و به طرف يكديگر خم شده است . از ميان رواقى عبور نموده به درگاه دوم و از آنجا هم به تالار مركزى وارد مىشويم . سنگ‌هاى طرفين اين درگاه ( كه گويا مانند دروازهء ديگر بوسيلهء اردشير اصلاح و تعمير يافته است ) پيكر ديگرى از جدال شاه با هيولا ( گاهى گاو نر يا اسب افسانه‌اى شاخدار يا شير و يا عنصرى مركب از همهء اين علامات مختلف ) حجارى شده است . در همهء اين نقش‌هاى برجسته پادشاه با متانت كامل و بىدغدغهء خاطر به سبك خشك يك‌نواخت خنجرى در شكم هيولا فرومىكند و حيوان از جلو وى بر كفل به عقب مىافتد و شاه شاخ او را آرام در چنگ مىگيرد .

تالار مركزى

بواسطهء ساختمان اين راهرو ( كه شايد بعدا افزوده شده است ) فقدان هم‌آهنگى در نقشهء بناى تالار مركزى به‌نظر مىرسد ، وسعت آن