تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥

3 - جادهء پستى

بعد از آنكه امين السلطان جادهء كاروان‌رو قديمى را با موفقيت از كار انداخت ناگزير شد كه از عهدهء مقامات پستى و سرويس چاپار برآيد و مىگويند كه بواسطهء اختلافى دربارهء همين موضوع بين او و امين الدوله وزير پست و معادن سبب پيدايش جادهء سومى شد كه در سمت غربى جادهء ديگر واقع شده و در موقع مسافرتم به ايران راه چاپارى به مقصد قم بوده و همان راهى است كه من هم طى كردم . من تهران را از طريق دروازهء همدان ترك و در جادهء كاروانى اصلى به طرف مغرب حركت كردم و به نقطه‌اى قدرى بالاتر از ده رباط - كريم رسيدم كه رشتهء واحد خط تلگراف بغداد كه مهندسان انگليسى نصب و سپس به دولت ايران تسليم كرده بودند از همان‌جا عبور مىكند . در شانزده ميلى تهران از رودخانهء باريك كرج كه بين دو كنارهء بلند جريان داشته و پلى يك دهانه بر آن ساخته بودند گذشتم . رباط كريم دهكده‌اى است با خانه‌هاى پراكنده و گودال كثيفى در ميان خيابان . آن راه از آنجا تا پيك « 1 » چندان قابل‌توجه نيست و فاقد آثار حيات است و چون بر سطح هموارى مىگذشته از لحاظ سفر چاپارى وضع مساعدى داشته است . تپه‌هاى كوتاه جلگه را از دو سمت فراگرفته و در حدود چهار ميلى پيك جاده به صورت دره‌اى دورانى و پرنشيب‌وفراز درمىآيد . دماوند و رشته‌هاى البرز را همواره در پشت سر خود مىديدم كه يكى جامهء سرخ‌فام بر تن داشته و ديگرى پوشش نازكى از برف كه در هرربع ساعت رنگ و سايهء متفاوتى مىيافتند ، گاهى صورتى مىنمود و گاهى خاكسترى و در حوالى غروب هم به رنگ سرخ و زعفرانى درآمد . در پيك چاپارخانه‌اى يافتم كه دو برج و بالاخانه داشت با پنجره‌هاى گشادهء معمولى و درهاى بادكرده . از اينجا راه در كنار كشتزار به طرف مشرق و از ميان تنگهء گردى در جهت تپه‌هاى مجاور پيش مىرود تا محلى كه رودخانهء شوراب
هامش
( 1 ) - نام محلى است .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 5 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى