بر اين است كه تخت جمشيد باستانى چهل منار داشته و ويرانههاى كاخ كوروش در آنجا واقع بوده است » .
اگر برادران روحانى ( مسيحى ) شيراز با افراد بيشترى رابطه مىداشتند طى دو قرن آينده آن همه تغييرات متفاوت و بىاساس دربارهء تخت جمشيد به ما نمىرسيد ، زيراكه عدهاى آن را بناى لامخ ( از بزرگان يهود ) و برخى ديگر مقبرهء نوح دانسته و بعضىها نيز نوشتهاند كه در اثر انفجار آتشفشان معدوم گرديد و باز دستهء ديگر آنجا را پرستشگاه بتپرستان ناميده و تاريخ بناى آن را به 3000 سال قبل منسوب داشتهاند .
الفباى ميخى
بهراستى كه مايهء انبساط خاطر است كه در اين عصر روشنائى علم و دانش استوار ، نظرى هم به روزگار گذشته بيندازيم تا بدانيم كه ديگران در آن دورهء تاريكى با زحمت فراوان چه كارهائى كردهاند ، ولى اين موضوع بههيچوجه از قدر و امتنان ما نسبت به كسانى مانند شاردن و كمپر و لوبرن نخواهد كاست كه در اواخر قرن هفدهم و اوايل قرن هيجدهم با خواندن كتيبهها و پىبردن به داستان تصاوير بناهاى هخامنشى خدماتى انجام دادهاند « 1 » و همچنين نىبور كه خدمت و كار مبتنى بر فضل و دانش وى قدر و اعتبار خاصى به نيمهء قرن گذشته داده است ، يا نسبت به افرادى مثل ريچ ، اوزلى و كرپورتر در اوايل قرن نوزدهم كه تصويرها و متنهاى استنساخى دقيق را نخستينبار به اروپا آوردند و بدينترتيب كار پژوهندگان كه بواسطهء اين اكتشافات بسيار علاقهمند و هشيار شده بود آسان شده است .
اين توفيق درواقع از خواندن خط ميخى بدست آمده است . احتياجى نيست كه من داستان اين اكتشافات را كه هم نيك شنيدنى و هم بسيار جالب
هامش
( 1 ) - چند تن از جهانگردان قرن هفدهم كه قصد تأليف و انتشار كتاب به ميزان كثير داشتند هنرمندانى را با خود به ايران بردند تا تصاوير موردعلاقه را براى ايشان فراهم سازند كه از آن جملهاند پيترو دلاواله و كمپفر . هربرت تصويرهاى كتابش را در كشور خود تهيه نمود و كار او راجع به تخت جمشيد قرين نتايج سرشار بود ، استريوس نيز به همين نحو عمل كرده است .