اسلحه و ابزار وضعى را داراست كه نشانهء پيشرفت بسيار نسبت به آثار قبل از عهد ساسانيان بهشمار مىرود و اين به نظر من بيشتر از آن جهت درخور اهميت است كه مربوط به قبل از دورهاى مىشود كه گوئى هنرى اصلا در آنجا نبوده است .
با از بين رفتن اشكانيان ( ارساسيد ) و تجديد نيروى آئين دينى ملى تكان جديدى هم در روح ملى پيدا شده بوده است . چنان كه از نقوش برجستهء زمان پادشاهان نخستين ساسانى ديده مىشود و همچنين در قصرها و بناهاى عمومى كه آنها برپا ساخته بودند . سپس بار ديگر تجديد حياتى در زمان پادشاهى بهرام چهارم پيدا شد و دورهء فترت مجدد نيز با تجديد آثار هنرى كه شايد تابع نفوذ بيزانتين ( رم شرقى ) بوده در پادشاهى خسرو دوم يا خسرو پرويز بهوجود آمد . راجع به تأثير هنر عهد ساسانى در ديگر كشورها و دورههاى بعد بعضى از نويسندگان نظرياتى قرين حدس و قياس اظهار كردهاند كه من از پيوستن به اين دسته خوددارى خواهم كرد ، ولى يادآورى مىشود كه در اين زمينه به كتاب تخيلآميز آقاى ديولافوا و مقالهء جالبتوجه آقاى فنه اسپيرز « 1 » در نشريهء معماران انگليس به سال 1892 مىتوان مراجعه نمود .
كتيبههاى ساسانى در تخت جمشيد
دو كتيبهء ديگر نيز به زبان پهلوى هست كه درخور ذكر است : يكى در يازده و ديگرى دوازده سطر كه بر سردر جنوبى كاخ داريوش در صفهء تخت جمشيد قرار دارد و آن راجع است به پادشاهى شاپور دوم و شاپور سوم كه نخستينبار اوزلى آن را در سال 1811 استنساخ نموده و به انگلستان آورده است . كسانىكه نوشتهاند در صفهء هخامنشى از دورهء فرمانروائى سلوكيدها و اشكانيان يا ساسانيان اثرى نيست ظاهرا متوجه اين كتيبهها نشده بودند .
آثار هخامنشى
حال از آثار ساسانى در درهء پلوار توجه خود را به دورهء پيشتر مسير تاريخ و زمان معطوف مىسازم تا موضوع غامضتر ، ولى جالبتر
هامش
( 1 ) -Phene Spiers