تاريخى بيشترى آن تصوير را قهرمان دلاورى چون اردشير ( شوهر ملكه هستر ) پنداشت كه نيمتاجى بر سر داشت و تا پنجاه سال پيش هم نويسندگانى بودند كه تصويرهاى اصلى را به دو دسته تقسيم مىكردند بعضىها را پادشاهان ساسانى مىپنداشتند و بعضى ديگر را فرمانروايان اشكانى كه پيش از ايشان سلطنت داشتند .
لوحهء اول - بهرام و ملكه
نقوش برجسته در نقش رستم هفتتاست ، هرچند كه بر تختهسنگها چنين ملاحظه مىشود كه لوحههاى ديگر نيز ناتمام مانده است ، زيراكه بعد از عبور از اولين قبر شاهى و پيش از رسيدن به نقش آخرين محل تيشهكارى بر كوه ديده مىشود كه درحالحاضر داراى كتيبههاى مربوط به دورهء بعدى اسلامى و سه سوراخ كوچك است كه ظاهرا براى نقش ديگرى درنظر گرفته بودند . رو به مغرب كه همان جبههء قبر مزبور است با نخستين لوحهء دورهء ساسانى برخورد مىكنيم .
اين الواح چهارتاست با لوحهاى پنجمى كه قدرى كوچكتر است . طول سراسر صحنه نوزده پاست تصوير وسطى كه از جهت راست است يكى از پادشاهان ساسانى است با تاج خاص كروى در سر و هالهء ستونهاى نور كه در پشت سر تصوير و موهاى حلقهوار هم در دو طرف صورتى خوشمنظر ديده مىشود و ريش او در زير چانه گره خورده است .
لباس به سبك زمان ساسانى بر تن و شلوارى در پا دارد ، دست چپش بر قبضهء شمشير است و در دست راست هم كه دراز كرده است حلقهء زرين علامت پادشاهى است . نيمهء ديگر صفحه پيكرى قدرى كوچكتر و رودرروى پادشاه طرف راست صحنه است كه آن نيز هيبت شاهانه و موهاى حلقهوار در دور و تاج افتخار بر سر دارد . صورت بىريش و موهاى افشان بر دور شانه و نماى ظاهرى بدن از جلو و برآمدگى ميان تقريبا بدون استثنا تمام نويسندگان را به اين گمان انداخته است كه آن چهرهء زن و محبوبهء يكى از پادشاهان ساسانى است .