تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
چون علامت شكوه و جلال مراسم دربارى و يا پيروزى بر دشمنى اسير در آنها مشهود نيست ، بلكه راجع به نبردهاى دليرانه و سواره پادشاهان جنگاور است . از اين‌رو در اين نقش‌ها آثار و بساط آداب‌آميز دربارى به حركات بىتكلف و آزاد مبدل مىشود و همين امر قدر و مقام بسيار به كار هنرمندانى مىدهد كه آن را طرح كرده‌اند و حجارىهاى نيمهء دوم دورهء ساسانى را در تاريخ مقام شامخى مىبخشد . سبك و شكل تاج يا كلاه‌خود كه پادشاه در يكى از اين نقوش بر سر دارد باعث شده است كه تصوير را به بهرام چهارم ( 388 - 399 ميلادى ) منسوب دارند . اگرچه اين موضوع كه تصوير مزبور متعلق به آن پادشاه باشد محل تأمل و ترديد است ، ولى شكى نيست كه نقش‌هاى برجستهء آن دوره غالبا راجع به صحنه‌هاى جنگ و پيكار بوده است ، دو نقش كه اكنون مورد توجه ما است و يكى را بر بالاى ديگرى بر تخته‌سنگ نقش رستم كنده‌اند در زير نقش دومى مقبرهء هخامنشى متعلق به داريوش فرزند هيستاسب است . پنجاه سال پيش حضرات فلاندن و كست آن را از زير خاك بيرون آوردند و تميز كردند درحال‌حاضر هم تا كمر در زير خاك است ، دو تن سواره در آن صحنه ديده مىشوند كه به حال چهارنعل با نيزه مشغول پيكارند و جنگاور سمت چپ گويا خود پادشاه است ، نفر دست راست كلاه‌خودى بر سر دارد . صحنهء فوقانى هم راجع به قسمت بعدى پيكار است و در اينجا اسب حريف بر گرده فروافتاده و سوارش بر زين مانده و نيزه‌اش در اثر ضربت پادشاه دلاور كج - شده است . پادشاه كلاه‌خود خاصى پوشيده و دو بال از هرسوى كرهء ساسانى ( آرايش موى سر بهرام چهارم ) آويخته و تركش بزرگى به كمر و چيزى منگوله - وار بر دو شانه دارد . آرايش همانندى هم بر فرق حريف ديده مىشود . در پشت سر او گماشته يا علمدارى بيرق عجيبى به دست گرفته است . بعلاوه پيكرهء مردى در زير سم اسب وى پايمال شده است ، در اين نقش‌ها سوار و مركب‌ها با زره نيم‌تنه‌اى ديده مىشوند . اين الواح باهم مدارك پرارزش راجع به ادوات جنگى آن زمان