تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
آنجا حد شمالى جلگهء پلوار و در سه ميلى حاجىآباد واقع است . بعد از آن‌جا به ناحيهء پهناور مرودشت مىرسيم . از ايستگاه پست تا آن محل خط مستقيم شايد بيش از يك ميل و نيم نباشد . وقتى كه بر بام طويله بالا رفتم توانستم نشانهء سه كنده‌كارى عظيم را كه بر سينهء كوه بود تشخيص بدهم و آن سه تا از چهار مقبرهء شاهان است كه علامتى سياه و كوچك در وسط هريك نشانهء درگاه دست‌خوردهء آنهاست ، اما باآنكه فاصلهء مستقيم تا آنجا چندان زياد نبود بواسطهء راه‌آب‌هاى متعدد ناچار شدم بيش از يك ميل اضافى در جهت شرقى طى كنم . در مواقع ديگر سال مسافر بايد همين انحراف را در جانب غربى طى كند . سراسر اين صخره‌ها كه شامل قبرهاى پادشاهان است بيش از دويست يا رد طول ندارد و آن از آثار سلاطين ساسانى است كه سطح زيرين مقبره را به فرمان آن شهرياران نامى تا كف خاك يا قدرى بالاتر نرم و صاف كرده‌اند . روىهم‌رفته اين حجارىها بر دو قسم است : يكى مربوط به اوايل دورهء ساسانى ، زمان اردشير و شاپور اول كه نيمهء قرن سوم ميلادى است ، ديگر متعلق به اواسط پادشاهى ساسانيان در دورهء فرمانروائى بهرام چهارم و پنجم در اواخر قرن چهارم ميلادى و بعد از آن است . راجع به هنر دورهء ساسانى در اوايل قرن هفتم بهتر است به آثار بيستون رجوع شود . فقط در ابتداى قرن حاضر ( نوزدهم ) نقش‌هاى برجستهء نقش رستم به‌درستى شناخته و معلوم شده است ، هرچند كه ايرانيان هنوز مىپندارند كه آن چهرهء ستبر با ريش بلند تصوير كسى جز رستم قهرمان محبوب ملى آنها نيست . اين اشتباهى است كه صد سال پيش نيبور « 1 » هم نموده بود . از اين‌رو زياد حيرت‌آور نيست كه در قرن پانزدهم باربارو سياح ونيزى با عظمت تام از پوچ و خام بودن فرض خود چنين تعبير كرد كه آن تصوير چهرهء مرد جوانى را مىنموده كه مىگفته‌اند نامش سامسون بوده و يا سر . تى . هربرت در سال 1627 با اطلاع
هامش
( 1 ) -Niebuhr