محسوب مىگردد . لوحهء تحتانى بواسطهء آنكه ديرزمانى در زير خاك مانده بود نيك محفوظ مانده ، در صورتىكه صحنهء فوقانى سخت لطمه و سائيدگى يافته است .
اين نقش ثانوى 24 پا طول و 12 پا ارتفاع دارد .
لوحهء چهارم - شاپور و بهرام
در بين مقبرههاى دوم و سوم شاهى چهارمين نقش برجسته ( قبلا اشاره نمودم ) ديده مىشود و آن اولين قلم از نقوشى است كه در نقش رستم و شاپور و دارابگرد به يادگار جنگ ظفرنمون ايران و روم ، شاپور اول است كه والرين امپراتور سالخوردهء رومى درادسه ( - اورفه ) به سال 260 ميلادى اسير افتاد . بيچارگى قيصر لاتين كه آيا با بىحرمتىهائى كه مورخان بعدى نوشته و يا شايد از خود ساخته باشند قرين بوده يا نه باز كار برجستهء درخشانى بهشمار مىرفته كه در فكر مردم زمان تأثير بسيار داشته است .
اين صحنه كه 35 پا طول و 16 پا ارتفاع دارد و در پائين 4 پا از كف زمين بالاتر است ، چهرهء اصلى خود شاپور است كه پيكرى بزرگتر از اندازهء طبيعى است و بر اسب سوار است و دو تن از رومىها در جلو او به حال احترام و نيايش ديده مىشوند : يكى قيصر اسير ، ديگر سيرياديس « 1 » يا ميريادس فرارى گمنامى از انطاكيه است كه در اثر اين كار وهنآور شهريار كامگار عز و مقام شاهوارى يافته بوده است .
پادشاه ساسانى داراى چهرهء زيباست كه در كتيبهها و سكههاى آن دوره نيز ديده مىشود با حلقههاى برجسته موى درشت سر كه تاج كروى بر آن نهاده شده است و ريش نيك پرورشيافتهاش در زير چانه گره خورده است و گردن بندى از جواهرات دور گردن دارد .
در پشت سر او در فضا و همچنين از قبضهء شمشير و دم تابيدهء اسب جنگى او نوار علامت خاندان شاهى در هوا مواج است ، شلوارى به سبك زمان پوشيده است و درحالىكه با دست چپ قبضهء شمشير خود را گرفته ، دست راستش را براى
هامش
( 1 ) -Cyriadis