3 - بطلميوس ( اگرچه او از نويسندگان قرن دوم ميلادى است ) در بيان طول و عرض جغرافيائى تخت جمشيد و پاسارگاد اين محل ثانوى را در مسافت نسبتا دورى در جنوب شرقى تخت جمشيد نام برده نه در شمال شرقى آن .
پاسخم به اين حرفش اين است كه بطلميوس در جدولهاى تنظيمى خود راجع به ايران دچار اشتباهات فاحشى گرديده است . هرچند بنابر شرحى كه خواهد آمد شايد منظور وى شهر ديگرى با همين نام بوده كه قدرى جلوتر در سمت جنوب شرقى واقع بوده است .
4 - باز گفتهاند كه اسكندر در پيشروى خود از كرمانيا به سوى فارس احتمالا راه جنوبى را اختيار نمود كه در اين صورت قبل از مرغاب به پاسارگاد مىرسيد نه برعكس . اما اين موضوع كه وى فقط عدهء محدودى را همراه برده بود حاكى است كه در اين لشكركشى ، راه قدرى غيرعادى و بيابانى را اختيار كرده بود .
5 - بالاخره كتيبهء خط ميخى بيستون است كه واجد وزن و اهميت بيشترى است . در اين كتيبهها كلمهء پيشى اووادا يا پيسياشادا « 1 » ديده مىشود كه لفظا شباهت بسيار با پاسارگاد دارد كه گفتهاند نخستين سمرديز دروغين گئومات مغ از آنجا برخاست و در آنجا دومين سمرديز دروغين و هىيزدات پيدا شد كه بعد از شكستى به رخا گريخت و از آنجا با لشكرى تازه بازآمد و در جلو آرتا برد ( ارته ورديه ) در كوه پرك ( پرگا ) نبرد اتفاق افتاد و اين مدعى دوم نيز در آنجا اسير و مقتول گرديد . در جاى ديگر ديده مىشود كه وى لشكر خود را به آراكوتيا « 2 » ( هرودوت ، رخج ، افغانستان غربى ) فرستاد . بنابراين شرح و تفصيل پرفسور اوپر نقشهء دقيقى ترتيب داد . برطبق نظريهء او رخا همان پازاراخا بطلميوس است كه محل فعلى فسا است و پراگا ، فرگ جديد و پيسى يا شادا يا پاسارگاد همانا دارابگرد فعلى و قلعهء مخروبهاى است به نام دژ داراب در چهار ميلى جنوب غربى آنجا و مىنويسد در اين محل شهرشاهى كوروش و هخامنشيان قرار داشته و كوروش در آن محل مدفون شده و بايد قبر او را در آنجا جستجو كرد .
هامش
( 1 ) -Pisyachada( 2 ) -Aracshotia