تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
آريان هم در شرح بازگشت اسكندر از لشكركشى هند ( سند ) در سال 334 قبل از ميلاد شرح مىدهد كه وى هفاستيون سردار را مأمور كرد كه با انبوه لشكريان از كارمانيا ( كرمان ) از راه كرانهء دريا روانه شوند و خود با نفراتى محدود به حدود پارس و پاسارگاد و آن‌گاه به تخت جمشيد آمد ، كه دليل آن است كه فاصلهء بين اين دو نقطه چندان زياد نبوده است . بنابراين از لحاظ من نيك عيان است كه نبردى كه كوروش را سرور ايران ساخت در همين دشت مرغاب اتفاق افتاد و ترديدى ندارم كه وى همان‌جا مقر و قصر شاهى ساخت و پاسارگاد ناميد و در همان‌جا نيز مدفون شد و اين نام بر آن محل مانده است . خرابهء كاخى كه بىگمان كوروش برپا ساخته ( زيراكه نام خود را بر آن نقش كرده است ) در آنجا است و همچنين خود مقبره كه شاهد قول ماست . بنابر شرحى كه بيان شد من چنين نتيجه مىگيرم كه قبر مادر سليمان همان آرامگاه كوروش است .

نظريات مخالف

حال بايد ديد كه نظريهء مخالف از چه قبيل بوده كه در عقيدهء دانشمندان مزبور تأثير نموده است . منشأ اين نظريات يكى نوشته‌هاى متخالف نويسندگان قديم و ديگر شواهدى است كه از كتيبه و خط ميخى بيستون استنباط مىشود . اينك من به توضيح هر دو مطلب مىپردازم : 1 - پلينى مىنويسد : پاسارگاد در مشرق تخت جمشيد واقع است و حال آنكه مرغاب در شمال شرقى است . اين حرف به نظر من خرده‌گيرى بىاندازه است . 2 - باز او در شرح بحرپيمائى نئارخوس در كرانهء خليج‌فارس نام رودخانهء سىتىگاگوس « 1 » را ذكر مىكند كه از آن راه تا پاسارگاد بوسيلهء قايق در هفت روز پيموده مىشود . اين نام البته به‌هيچ‌وجه معقولى با رودخانهء كر يا پلوار قابل تطبيق نيست و همان سيتاكوس آريان و قره‌آقاج جديد است كه يك شعبهء آن در جنوب دارابگرد سرچشمه مىگيرد و به‌طورىكه شرح خواهم داد شايد پاسارگاد ديگرى هم بوده و يا شهرى ديگر كه لفظا شباهت تام با اين نام داشته .
هامش
( 1 ) -Sitigagus