تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
دهى است كه مىگويند اقامتگاه لرهاست و بر شيب كوه بنا گرديده و در جلگهء پائين آن تاكستان انبوهى است . از آنجا جاده در سمت جنوب شرقى امتداد دارد بعد از طى كنارهء رودخانه به ده لرنشين وارد مىشويم . از مرغاب به آنجا راه كوتاه‌ترى از جادهء چاپار و خط تلگراف هست كه آن از فراز تپه‌ها و از طريق كمين مىگذرد . بعد از انحرافى تند به طرف راست يا مغرب وارد جلگه مىشويم كه از دو سمت به كوهستان محدود و با چند رشته آب جارى و مجارى آبيارى قطع مىشود . در تاريكى غروب ، سوارى در آن حدود و حوالى به‌هيچ‌وجه آسان و مطلوب نبود . در اين راه دوبار اسب خستهء گماشتهء ايرانىام با سر به زمين افتاد . وقتىكه از اين گردنه پائين مىرويم به صحنهء آثار عظمت تاريخى نزديك مىشويم و اين خشنودى خاطر به ما دست مىدهد كه فردا نخستين روز را در ميان كاخ‌هاى ويران و قبرهاى زوال‌ناپذير مشهورترين پادشاهان ايران مىگذرانيم . در انتهاى صخره‌هائى كه در سمت راست يا شمال حد فاصل بين دره و جلگه است ، مقبره‌هاى داريوش و جانشين‌هاى او و همچنين نقش برجسته و جلالت‌آميز شاپور را بر كوه كنده‌اند . در پائين تپه در سمت چپ خرابه‌هاى استخر ، پايتخت داريوش واقع گرديده كه در معرض خطر نابودى تدريجى است . در گوشه‌اى از دامنه‌هاى اين تپه‌ها ولى روبه جانب غرب دشت پهناور مرودشت واقع است كه صفهء ديوان و عمارات عظيمى است كه ستون‌هاى تخت جمشيد و تالارهاى فروريختهء داريوش و خشايارشا در آنجاست . اين سه محل كه آوازهء قديم دارند در فصل آينده مورد بحث و بيان واقع خواهد شد هرچند كه آن داستانى راجع به باستان‌شناسى است نه شرح مسافرت و سفرنامه . چاپارخانه‌اى را كه مسافر در حين سير و سياحت كاخ‌هاى هخامنشى مقر خود قرار مىدهد در پوزه است كه در انتهاى غربى جلگه پلوار مىباشد و اين رودخانه در مجراى گودى در پائين و يا تقريبا جلو اصطخر قديم جارى است و از