ديولافوا آنجا را پاسارگاد كوروش مىشمارد و قبر پدر و مادر او را هم در آنجا قبول دارد ، اما از پذيرفتن اين نظريه كه قبر كوروش هم ممكن است در آنجا باشد امتناع مىورزد . من كه دربارهء اين طرز فكر او نمىدانم چه عرض كنم .
اصليت پاسارگاد
با وجود اين هنوز اظهارنظر قاطع در اين مورد مقدور نيست ، زيرا كه اين مطلب را پيش خواهد آورد كه آيا پاسارگاد باستانى يعنى شهر پادشاهان هخامنشى كه بدونشك قبر كوروش در آنجا بوده است همان است كه در فصل جلگهء پلوار شرحش را ذكر كردهام ؟ بنابراين بار ديگر به دلايل موافق و مخالف اين قضيه اشاره مىكنم :
1 - شرح اناكسيمن « 1 » حاكى است كه كوروش شهر پاسارگاد را در محل پيروزى خود بر آستياگماد بنا كرد . استرابن مىگويد اين شهر محل قصرها و همچنين مقبرهء كوروش بوده است . از حسن اتفاق ما داستان آن پيكار را در نوشتههاى نيكولا دمشقى كه از همدورهها و دوست هرود كبير بوده و تاريخى عمومى در 144 مجلد تأليف كرده بود در اختيار داريم . قسمتهائى از اين كتاب را فوتيوس « 2 » اسقف قسطنطنيه حفظ كرده است .
شرح او كه در اين باب طول و تفصيل فراوان دارد هيچگونه شبههاى باقى نمىگذارد كه در جلگهء پلوار كه از سمت شمال يگانه مدخل دشت فارس بوده ( آستياگ كه از مديا و همدان حركت كرده بود ) نبرد قاطع اتفاق افتاد . كوروش و ايرانيان قهرا بهترين نقطه را براى پيكار انتخاب كرده بودند ، بهعلاوه نيكولا نام پاسارگاد را با اين محل مربوط و آن را كوه خيلى بلند ذكر مىكند كه مشرف بر جلگه بوده و كوروش در حين جنگ زنان و كودكان را جهت اجتناب از خطر به آنجا فرستاد . بالاخره در همين جلگه است كه خرابههائى حاوى نام و القاب كوروش ديده مىشود و آن بناها بدونترديد از نوع كاخهائى است كه در زمان هخامنشيان مىساختهاند و بهطورىكه شرح دادهام يكى از آن بناها
هامش
( 1 ) -Anaximens( 2 ) -Photius