است ، چون خود ايرانيان اين داستان را در خارجه شايع كرده بودند . اما غير از سپر پوسيدهء كوروش و دو تير و كمان سكائى و يك شمشير چيز ديگرى بدست نيامد .
سپس وى تاج زرين بر قبر نهاد و آن را با پارچهاى كه خود علاقه به پوشيدن داشت پوشانيد و حيران بود كه پادشاهى با آن عظمت مقام و ثروت و مال فراوان در قبر سادهاى كه يكى از افراد عادى را سزاست مدفون شده بود » .
موارد تشابه
حال بدون اينكه خواسته باشم از روايات مذكور شرح مرتبطى فراهم سازم - هرچند كه نكتههاى برجستهء آن قابلترديد و انكار نيست - بايد ملاحظه نمود كه چه نشانههائى از اين گفتهها با آنچه در دشت مرغاب هست و شرح دادهام با قبر اصلى كوروش قابل انطباق و يا خلاف آن است . ابتدا به وجوه تشابه كه عامل تطبيق و شناسائى است توجه مينمائيم . قبر كوروش در ميان چهار ديوارى است كه محلى هم براى پاسداران داشته است . مقبرهء مرغاب هم بهطورى كه وصف كردهام از سه طرف با ستونبندى محصور شده بود كه وجود محل اضافى هم در آنجا اشكالى نداشته است . مقبرهء كوروش جاى وسيعى نبوده و دو قسمت داشته است يكى فوقانى و ديگرى زيرين و قسمت پائين جرزهاى سنگين داشته كه بر پايگاه سنگى ساخته شده بود و قسمت بالا هم به خانهاى شبيه بود و بامى داشت و محتوى تابوت بود و آنجا سرى هم داشته پس تا اينجا وجوه ارتباط درست و دقيق است .
اندازهء قسمت زيرين چنان كه نوشتهام 47 پا در 43 پا و 9 اينچ كه اندكى از مكعب كمتر است . باآنكه كلمات يونانى دال بر چهارگوش است نهآنكه لزوما دلالت بر مكعب نمايد . قبر كوروش درگاه بخصوص تنگ و باريك داشته است كه باز حاكى از شباهت مطلق است . بالاخره او نه سيكريتوس كه شايد آنجا را ديده باشد ( عجب آن است كه اين نكته كه حائزاهميت وافى است چندان موردتوجه واقع نشده است ) مىنويسد مقبرهء كوروش ده برج يا طبقه داشته و باآنكه وى شخص قابلاعتمادى نبوده باز او با جعل اين حرف امكان بربستن طرفى نداشته