تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
است و فرق بين رقم ده او و هفت ( كه با پايگاه قبر هشت تا است ) برج كه در دشت مرغاب هست به‌قدرى ناچيز است كه در مقابل شباهت حيرت‌آور دو دستگاه بواسطهء شباهت جزئيات نماى خارجى اصلا قابل اهميت نيست .

موارد اختلاف

از طرف ديگر مخالفان عمدهء اين فرض انطباق آن محل با قبر كوروش دلايل ذيل را برمىشمارند كه من به آنها جواب كافى و منطقى خواهم داد : 1 - مقبرهء كوروش از باغ و جويبار و علف‌زار محصور و در زير درختان سايه‌دارى واقع شده بود كه اكنون اثرى از اين‌گونه علايم در مرغاب نيست . به نظر من اين دليل كمترين ارزشى ندارد بخصوص وقتىكه به تغيير و تفاوتى نظر بيندازيم كه در وضع ظاهرى آن سرزمين فقط طى يك قرن اخير حادث شده است ، پس در مدت 2200 سال چه تغيير و اختلافى كه قابل وقوع نيست . از اين لحاظ شايد حتى يك نقطه هم در ايران نباشد كه با وضع دورهء قديم . آن قابل مقايسه و تطبيق باشد . در جلگهء مرغاب آب فراوان است ، زيراكه رودخانه از آن حدود چندان دور نمىشود و پايگاه مقبره و ستون‌بندى اطرافش را شايد درختان فراوانى احاطه كرده بوده است . به‌علاوه بواسطهء ارتفاع محدود برج فعلى كه روى آن‌جا دادن سايبان جنگلى به آسانى امكان داشته و اين مطلب مؤيد گفتار استرابن است . 2 - آقاى ديولافوا اظهار مىدارد كه هيچ يونانى بناى مرغاب را برجى مكعب محسوب نمىداشته است . در اينجا من گلهء خود را از ترجمهء ناصواب يا عنوان بىتأمل متن‌هاى اصلى تكرار مىكنم كه از اين لحاظ هيچ منقدى به اندازهء سركار ديولافوا به نحو اشد و بارها دچار اشتباه نگرديده است . جواب او در اين‌باره نيك ساده است . آرى هيچ يونانى چنين مقايسه و حكمى هم نكرده است . استرابن آن را برج ناميد كه در آثار متأخرين از نويسندگان