تپهء ساختگى خاكى را « مكگرگور » معبد زردشتيان پنداشته است . در اوايل اين قرن اهالى ، آنجا را گنبد ماهور مىناميدند ، ولى گفتهاند كه يكى از هشت شكارگاه بهرامگور بود . دهبيد 7500 پا از سطح دريا ارتفاع دارد و با آنكه از لحاظ محيط طبيعى محل خوش آبوهوائى است از سردترين جاهاى ايران محسوب مىشود . چند روز پيش از ورود من سرما تا بيست درجه زير صفر رسيده بود ، ولى خوشبختانه هوا ملايم شد و سفرم نيك گوارا گذشت . در تپههاى مارپيچى و ارتفاعات حوالى دهبيد كمينگاه قشقائىها و ديگر ايلات بومى فارس است كه در فصلهاى مختلف سال به ييلاق و قشلاق مىروند و هنگام بهار به كوهستان كوچ مىكنند و حين عبور با چرانيدن رمههاى خود شير را با نان مبادله مىكنند و آنچه هم كه بين راه بهدست آيد مىربايند . در پايان اين فصل باز راجع به اين ايل و قبيله بحث خواهم كرد .
مرغاب
بعد از دهبيد باز جاده از ميان تپههاى مارپيچى مىگذرد تا ميل چهاردهم . از نهرى بوسيلهء پل بلندى عبور مىكنيم و آن پنج طاق دارد و يكى از والىهاى اخير فارس ساخته است . در همان حدود كاروانسراى خان كوركان است كه اصلا كريم خان وكيل ساخته بود . شهر مزبور قسمت علياى رودخانهاى است كه از اينجا در تمام راه با ما است و از دشتهاى مرغاب و حاجىآباد و مرودشت يا تخت جمشيد جارى است و سرانجام در پل خان به رودخانهء كر يا بند امير وارد مىشود .
راه از ميان دره پيش مىرود و در طرف راست از چند تپه كه راهى سربالا و پرسنگ است مىگذرد و پس از طى چند جلگهء متروك و ارتفاعات به سرچشمهء نهر مىرسيم كه فعلا دهات قدرآباد و مرغاب را مشروب مىكند . در آنجا آب از كمره با فشارى قوى فرومىريزد و در دامنه جريانى سريع دارد و چه حيرتانگيز است كه مثل نهرهاى پرماهى انگلستان است . در پائين شيب ده مرغاب واقع است كه در كنار تپه در جلگهاى باز قرار گرفته است ، مسافت از آنجا تا دهبيد را هفت فرسخ گفتهاند .