و يا روىهمرفته 290 پا و طول جبههء اصلى كه در طرف شمال غربى است به همين اندازه است . ارتفاع آن 2 / 1 38 پا و شامل چهارده رگه سنگى است و تمام بنا از قطعات بزرگ سنگ سفيد شبيه مرمر ساخته شده است كه روى آن را شيشه - كارى و قدرى برجسته كردهاند كه از فاصلهاى نسبتا دور درست مثل كندههاى بزرگى است كه در ساختمان معبد بيت المقدس ديده مىشود و روزهاى جمعه يهوديان در مراسم ندبه مىبوسند .
اين سنگها ( كه « پريچ » طول هريك را 14 پا نوشته است ) چنان ميزان نصب شدهاند كه ملاطى بين آنها بهكار نرفته است و در لبهء بيشتر درزها سوراخهاى بزرگى بىجهت در سنگها كندهاند تا ميلههاى فلزى ( شايد از آهن و سرب بود ) كه اصلا آنها را با يكديگر مربوط مىساخته خارج كنند . اين حفرهها حالا لانهء كبوتران است . بسيارى از اين سنگها در سطح خارجى علامت جالبتوجهى از عمل كارگران دارد و از بيرون قسمت فوقانى سكو و همچنين فقدان پله استنباط مىشود كه بنا ناتمام مانده بوده است . بسيارى از آثار خارجى آن از بين رفته و وضع داخلى بنا كه از سنگ كبود كوه ساختهاند واضحا ديده مىشود و اين نظر ظاهرا مورد اتفاق است كه اين سكو را به قصد پايهء قصر يا ايوانى درنظر گرفته بودند ، شبيه به آنچه جانشينهاى كوروش در تخت جمشيد كردند .
2 - برج ، آتشگاه نيست
وقتىكه در سمت جنوب تا دشت هموار پائين مىرويم خرابهء دوم كه در فاصلهء 300 ياردى واقع است ، بناى چهارگوش يك ديوارى است كه عامه آن را آتشكده مىنامند ( اوزلى نوشته است كه اهل آن حدود زندان سليمان مىخوانند ) بهنظر من چنين استناد بىدليل و حسابى به هيچوجه دربارهء اين محل وارد نيست فقط بناى مزبور شباهت مختصرى به برج آتشگاه دارد كه در جلو مقبرهء سنگى نقش رستم ( رجوع شود به فصل آينده ) برپاست و درون آن از دود سياه شده است و همين امر باعث اين اظهارنظر سرسرى گرديده است كه آنجا آتشكدهء زردشتيان بوده ، اما راجع به اين فرض و خيال