را هم به سربازان واگذار كرده بود . اين بىناموسى كاسهء تاب و تحمل اهالى و حتى قراولان خود او را لبريز كرده ، پس شبانگاه نگهبانان بندهاى چادر او را بريدند و مردم بر سر او ريختند و با كارد تا جان داشت بر تنش كوبيدند .
در پائين اين صخره غارهائى براى طويلهء اسب يا رمهء گوسفندان كندهاند .
چاپارخانه در ته دره در كنار رودخانهء پائين شهر واقع و كاروانسرا هم در جوار آنجاست و آن از بناهاى دورهء صفوى است ، ولى در قرن حاضر يكى از والىهاى فارس تعمير كرده است . از فراز طرف ديگر دره بالا رفتم و يزدخواست را با اين فكر و خيال ترك كردم كه يكى از عجيبترين جاهائى بود كه ديده بودم ، سپس راه خود را به سمت شولكستان تعقيب نمودم .
جادهء اضافى
در تابستان راه ديگرى كه در سمت غربى است و در حدود بيست و پنج ميل از جادهء پستى كوتاهتر است و غالبا بين يزدخواست به شيراز اختيار مىشود از طريق ده گردو ، ازوپا ، اوجان ( آونجان ) ( كه بهرام پادشاه شكار - دوست ساسانى در آنجا گورخرى را تعقيب كرده بود و جان خود را در شنزار آن از دست داد و به همين دليل بهرام گور ناميده مىشود ) و مائين ميگذرد ، اما اين راه را به بيگانهها نبايد توصيه كرد چون ( مگر در صورت انحرافى به موقع ) از كنار پاسارگاد و تخت جمشيد نخواهد گذشت .
آباده
در خط سير خود تا شولكستان ( ظ : شورجستان ) كه دشتى ناهموار و متروك و از سمت راست به تپهاى بلند محدود است چيز قابلتوجهى نديدم فقط كاروانسرائى شاه عباسى آن هم خراب و امامزادهاى ويرانه كه گنبدى از كاشى سبز داشت و مزار محمد فرزند امام زين العابدين ( ع ) بود ، دهى با ديوارهاى بلند و در اطراف آن باغهاى متعدد با آب فراوان و مشجر بود . از جلو فراش پست يورتمه پيش راندم و سعى نمودم با تعقيب سيم تلگراف ، خودم تلگرافخانه را پيدا كنم اما در كوچههاى تنگ و باريك قصبه كه ديوارهاى گلى سفيد داشت