تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
چهار ساعت طول كشيد تا من با زحمت اين راه را طى كردم و هرجا كه چند قدمى زمين هموار بود چهارنعل رفتم . در مرغاب رودخانه پر از مرغابى و قاز وحشى و مرغ نوك‌دراز بود ، جلوتر به درهء ديگر رسيدم و آن آبادى كوچك ده‌نو بود ، سپس به جلگهء سومى آمديم كه پايتخت مشهور كوروش آنجاست ، در اين‌جا بايد درنگ نمايم و راجع به موضوعى كه در سراسر اين قرن از نظر باستان‌شناسى و تاريخ مورد بحث بوده است امعان نظر كنم . اگر سياحان كه محل را از نزديك ديده‌اند قادر نباشند اين مشكل را حل كنند بديهى است پروفسورها در گوشهء اطاق كار خود با مراجعه به متن‌هاى آريان و استرابن و ترجمهء خطوط ميخى به‌مراتب كمتر كامياب توانند شد . من سعى نموده‌ام هر دو جانب بحث را در نظر داشته باشم و اگر تلاشم را خواننده‌اى پسند كند باز عارى از اظهار نظريهء جزمى خواهد بود .

خرابه‌هاى پاسارگاد :

1 - سكو :

ترتيبى كه من در اينجا پيروى خواهم كرد اين است كه ابتدا وضع خرابه‌هائى را كه هنوز در جلگهء پلوار باقى است تعريف كنم . سپس نظرياتى را كه راجع به شناسائى آثار پاسارگاد باستانى بوده است و يا ممكن است در آينده اظهار شود بررسى نمايم . خرابه‌ها به شش دستهء جداگانه تقسيم مىشود و نويسندگانى كه شخصا به محل نرفته‌اند موضع و وجه ارتباط بين آنها را درست عنوان نكرده‌اند . مسافرانى كه از طرف شمال وارد مىشوند به اول قسمتى كه مىرسند بناى سنگى بزرگى است كه در سمت چپ جاده به فاصلهء 300 ياردى آن بر تپه‌اى ساخته شده است و به صفهء تخت سليمان معروف مىباشد و اين عنوانى است كه ايرانيان به هر پادشاه عالىقدر ناشناختهء قرون گذشته نسبت مىدهند . اين بنا شامل ايوانى متوازى الاضلاع است كه در دو طرف طاقچه و لبه‌اى دارد كه اندازهء آنها به شرح ذيل است : ضلع سمت چپ 72 پا طول دارد ، لبهء ورودى 54 پا ، طاقچهء مركزى 168 پا ، زاويهء خروجى 54 ، ضلع طرف راست 48 پا
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 89 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى