ديگر احتياج چندانى به وجود اين قبيل خط سير اضافى نيست . بدون اينكه قصدم دخالت در نظريات بسيطترى باشد ، عقيدهام را اظهار مىكنم كه با تسلط كافى بر مصر و مراقبت تام در كانال سوئز و تسريع كشتىرانى بين انگلستان و هندوستان و ارزان كردن نرخ آن ، وسيلهء بمراتب بهترى جهت سرعت بيشترى در حملونقل و ارتباط بين دو قسمت امپراتورى در زمان خطر تأمين خواهد شد .
طرحهائى راجع به گسترش خطآهنهاى ايران -
تا اينجا بحث ما دربارهء راهآهن جلگهء فرات در قسمت سوريه و بين النهرين بوده كه يك سر آن تا دروازهء خليج فارس مىرسيده است ، ولى اين موضوع را هم نبايد مسكوت گذاشت كه طرحهائى نيز پيشنهاد شده بود كه آن سيستم را از طريق خشكى تا كراجى امتداد دهند .
يكى از اين طرحها راجع است به ساختمان خطى از كرانهء شمالى خليج فارس مثلا از محمره از راه بوشهر و لنگه و بندر عباس و جاسك و گوادر تا كراچى . به نظر من چنين نقشهاى به هيچوجه درخور توجه و اعتبار نيست و حتى از طرح ساختمان خطآهن جلگهء فرات هم بيهودهتر است ، چون خرج ساختمان آن سنگين و به كلى بىثمر و براى ايران هم بىاثر و از لحاظ بهداشت هم مقرون خطر خواهد بود .
شوشتر - شيراز - بندر عباس -
ولى راجع به دو خط فرعى ايران صاحبنظر والامقامى مانند ژنرال گلداسميد بحث و آن را تأييد كرده است و ازاينرو شايستهء بررسى دقيق است . بهرحال اين خطآهن كه بغداد مبدأ آن است بعد از ارتباط با راهآهن جلگهء فرات يا جلگهء دجله به سمت شرق در خاك ايران دور از حدود خليج فارس عبور و از راه شوشتر و رامهرمز و يا شايد حويزه و اهواز تا بهبهان امتداد مىيابد و از آنجا بوسيلهء جادهء كاروانرو فعلى به شيراز منتهى مىگردد . از شيراز به دريا دو خط ارتباط هست : يكى از حدود شمالىتر از راه فسا و داراب و فرگ يا از راه جنوبىتر از طريق لار كه هردو به بندر عباس مىرسد و از آنجا خط آهنى از كرانهء مكران به كراچى امتداد خواهد يافت .