اين راهآهن در دشت همواره غيرقابل دفاعى كشيده شود به صورت بارزى در معرض خطر حمله است و ازاينرو در زمان جنگ وسيلهء ارتباط خطرناكى خواهد بود .
ايراد اقتصادى -
مهمتر از همه ، ايرادات مالى و اقتصادى است . من پاك سرگردانم كه چگونه چنين خطى كه از آن منطقهء كذائى مىگذرد ممكن است فايدهاى دربر داشته باشد و براستى كه با نهايت اكراه مىتوان هر دولتى را به كار عاطل حتى حداقل ضمانت دربارهء چنين راهآهنى دلالت نمود . به سه دليل من هيچگونه سود و خيرى در اين اقدام سراغ ندارم ( 1 ) زيراكه هزينهء مقدماتى آن بسيار سنگين است ( 2 ) زيراكه اين خط از نواحى حاصلخيز يا مناطق معدنى عبور نمىكند و حملونقل محلى هم در بين نيست ( 3 ) چون رفتوآمد مسافر و يا حمل بار محدود است و خيلى هم كمتر از آن است كه پيشبينى كردهاند و عايدات دو دريا نيز كه در دو سر اين خط واقع شده است جبران فقدان درآمد خود خط را نخواهد كرد ، پس بىباكانه اظهار مىدارم كه عايدات از بابت كالاى تجارتى هم چندان كافى نيست ، زيراكه تاجر چگونه قادر است كه مخارج اضافى حمل بوسيلهء راهآهن را با خطرات و تأخيراتى كه لازمهء آن است تحمل كند و جنس را در راه ناچار بايد دوبار در كشتى بارگيرى و پياده كنند تا از اين راه فقط چهار تا شش روز از انگلستان تا هندوستان صرفهجوئى در وقت شده باشد . وانگهى درآمد از ناحيهء رفتوآمد مسافر نيز سخت ناچيز خواهد بود ، زيراكه بىاطلاع نيستم كه مسافران هند خواه افراد كشورى يا لشكرى ، بانوان يا كودكان ، خواهان هواى سالم و نيرو - بخش هستند و به هيچوجه راغب نخواهند بود كه چندين روز در قطارهاى در بسته مقيد و از گردوخاك و گرما و خستگى سفر طولانى در چنان منطقهاى فرسوده شوند .
اگر من يكى از صاحبان سهام كمپانى كشتىرانى
P and O
بودم غير از ضررى كه از بابت كرايهء حملونقل پست متصور است به هيچوجه از خطر رقابت چنين راهآهنى نگرانى نداشتم .
خلاصه -
اينها ايراداتى اصلى است كه به نظر من قدر و اعتبار نقشهء خط آهن جلگهء فرات را به هند مخدوش و محكوم مىكند . بعد از ايجاد ترعهء سوئز