8 - راهآهن سيستان -
اينك از حدود شمالى به مرزهاى شرقى عطف توجه مىكنيم . در فصل راجع به مسئلهء سيستان نظرم را چنين اعلام داشتم كه براى صيانت منافع انگليس و افغانستان و توسعهء تجارت هند و انگلستان در آن نواحى ، ايجاد خط آهنى را در آنجا كاملا ايجاب مىنمايد كه با خطآهن مرزى بلوچستان اتصال يابد . ايستگاههاى دروازه و كويته و قلعه عبد اللّه يا چمن در معبر آن خط آهن همه نقطههاى مساعدى براى خطهاى فرعى خواه از طريق نوشكى يا جنوب رشتههاى كوهستانى ايران و يا اندكى بيشتر در سمت شمال به سيستان و از آنجا هم خط ديگرى به ايالات مهم صنعتى و فلاحتى كرمان و يزد عين لزوم خواهد داشت .
مىگويند حكومت هند با ساختن خطآهن مقدماتى اين راه به آن جهت مخالفت نموده كه موجب مخارج هنگفتى است و بايد مدتى از آن خط فقط نگاهدارى كند . بعلاوه امكان حملهء جناحى از شمال به آن راه هست و بهرهء عاجل تجارتى هيچ نخواهد داشت . اين دليل آخرين نسبت به خطوطى كه يك رشته است بدون استثنا صادق است ، هيچ خط آهنى از سه تا چهار يا پنج سال فايدهء تجارتى ندارد از طرف ديگر منابع سيستان و صادرات اجناس ايرانى از مرز شرقى به حدى زياد است كه چنين خطى را بهزودى مقرون به توفيق خواهد نمود . ساير دلايل هم از لحاظ اهميت نظامى آنست كه سابقا اجمالا شرح دادم ، در اينجا باز اظهار مىكنم كه در دنيا هيچ خط آهنى نظامى بدون تصادم با مخالفتهاى همانندى ساخته نشده است .
9 - راهآهن سراسرى ايران -
بدونشك چنين خطى دير يا زود به وسيلهء راههاى فرعى احتمالا از مبدأ پوسنى - گوادر يا چاهبهار و يا با وجود جادههاى فعلى تجارتى بندر عباس از كرانهء اوقيانوس هند يا خليج فارس ضميمه خواهد گرديد .
هرگاه جنوب شرقى ايران از لحاظ راههاى ارتباطى به اين شكل درآيد مزاياى عمدهاى براى تجارت وارداتى انگلستان دارد و نفوذ آن در نواحى مركزى و ايالات