ارتباط بوسيلهء راه فرعى غير از دوشك يعنى از قرهبند كه در كنار خطوط ماوراء بحر خزر است تأمينشدنى است كه در اين صورت منافاتى هم با قرارداد با ايران نخواهد داشت و فقط در صورتى ممكن است آن را تا داخل خاك ايران مثلا تا مشهد امتداد داد كه از سياست جلوگيرى از ايجاد خطآهن در ايران ، دولت روس عدول و راه را براى اقدامات مشابه كمپانىهاى خارجى در ساير نقاط ايران باز كند . اين دليل و خاصه وضع نظامى روسيه نسبت به خراسان آنقدر اطمينان - آميز است كه ضرورتى براى هرگونه اقدام ساختن راهآهنى باقى نماند و من كمو بيش معتقدم كه روسيه سعى نخواهد كرد كه مشهد را تابع سيستم راهآهن خويش سازد هرچند كه خط فرعى سرخس به احتمال قوى امكان ساختمان دارد كه در اين صورت سرانجام مشهد داخل خطوط ارتباطى ماوراء بحر خزر خواهد شد .
من فقط اين نكته را خاطرنشان مىسازم كه ايرانيان علىرغم ضعف و ناتوانى خود نسبت به موضوع مشهد حساسيت بسيار دارند و اين قبيل نقشهها را با انزجار مىنگرند .
7 - تهران - مشهد -
بعضى از نويسندگان ، كشيدن خط آهنى را بين مشهد و تهران كه 550 ميل است توصيه كردهاند . چون خودم تمام اين راه را با اسب پيمودهام مىتوانم شهادت بدهم كه از بيابانهاى جداافتاده و غيرمزروع مىگذرد و چنين خطى به هيچوجه نتيجهء اقتصادى نخواهد داشت و ممكن نيست كسى به اين كار ناهنجار دست يابد ، ولى عدهاى از اهل قلم عقيده دارند كه بواسطهء گندمزارهاى بين تهران و شاهرود شايد ايجاد راهآهن از به دو امر ثمربخش باشد و روسها را به اين كار ترغيب نمايد . ارتباط راهآهن تهران به مشهد بدون ترديد كالاى انگليسى زيادتر از حالا را به بازارهاى خراسان خواهد رسانيد ، اما شاهراه وارداتى اجناس هند و انگليس بايد كماكان طريق جنوب باشد چون در آن حدود راه رقابت براى ديگران مسدود است و عقل و سلاح انگليسى ايجاب مىنمايد كه در اصلاح و بهبود جادههاى جنوب تلاش كنيم نه اينكه در صدد برآئيم كه ابهت از دست رفته را در شمال بازيابيم .