كثير خطآهن و يا نفت كه به حد كافى جاى زغال را در موتور پر كند و فقدان معادن آهن كه در صورت تأسيس فقط براى بهرهبردارى و ساختن ريل ، ركن سودمندى بشود شايد تمام اين آرزوها در آينده قابل حصول باشد و آثار هم به هيچ وجه يأسآور نيست ، اما اظهار اين كلام كه آنها درحالحاضر يا آيندهء نزديك فراهمشدنى است نيك بىاساس است و بدينترتيب خدمت بىقدرى در راه تجديد حيات ايران زمين ميسر خواهد گرديد .
ضديت روسها -
بزرگترين مانعى كه در راه ايجاد خطوط آهن در ايران هست طبيعى يا تجارتى نيست ، بلكه سياسى و ناشى از ضديت سرسخت خود - خواهانهء دولت تزارى است . در فصل راجع به خاتمهء كلام شرح وافى دربارهء مخالفت آن دولت بر ضد اصلاحات ايران بيان خواهم كرد . در اينجا فقط به ذكر سياست او مربوط به كشيدن خطآهن اكتفا و يادآورى مىكنم كه همين موضوع هم در فصل ديگر مطالبى بىقدر نخواهد بود . اين نكته را بدون انديشهء تناقض - گوئى ذكر مىكنم كه هر موقع و هرگونه طرحى كه براى انجام اين منظور پيش آيد با ممانعت خشمآميز دولت روس روبرو خواهد شد ، مگر فقط آن خطوطى كه فراخور احتياجات تجارتى يا سوق الجيشى او باشد مانند راهآهن از مرز روسيه به آذربايجان يا خراسان و يا از درياى خزر تا تهران . غير از اين چند رشته كه فقط برترى قدرت روسيه را افزايش خواهد داد و گرنه نفوذ روس پيوسته در تهران بر ضد هرگونه راهآهنى كه پيشنهاد شود به كار خواهد افتاد . اين يك فرض موهوم نيست و با شواهد كافى و بدون ترديد بنابر جريانات سه سال اخير قابل اثبات مىباشد .
جلوگيرى از تأسيس راهآهن -
هنگامى كه وزير مختار انگليس در تهران در پاييز 1888 به قول معروف امتيازنامهء مربوط به كارون را از شاه تحصيل كرد كه به منظور افتتاح سرويس كشتىرانى در رودخانهء كارون بود آن هم نه تنها از جانب انگلستان ، بلكه همهء كشورها از دهانهء رودخانهء كارون در محمره تا اهواز ، بسيارى از روزنامههاى انگلستان دوچار اين اشتباه شده بودند و اهميت اين امتياز