پس از سه ماه كار سخت و دشوار شيل مىنويسد : كمكم اين فكر در سرم راه يافته بود كه هرگونه اهتمام در تشكيل نظام بيهوده است و باز مىنويسد : فقط با زور شلاق يا نيروى اخلاق شخصى يا امكان دريافت مقررى و يا جيره كه همواره به تعويق مىافتاد ، و يا راجع به ترفيع درجه كه احراز آن پيوسته با تشبث و رشوه توأم بود ميشد كه وضع قشون ايران را اصلاح كرد ، ازاينرو حيرتانگيز نيست كه افسران انگليسى نتوانسته باشند بيش از آنچه انجام يافت منشأ اثر واقع شوند ، و اگرچه ايشان از عهده برنيامدند كه لشكر ايران را جهت مقابلهء موفقيتآميز با نيروى ديگر كشورها آماده سازند ، دستكم توانستند به نفرات توپخانه و پياده براى سركوب عدههاى نامحدود افغانها و كردها و تركمنها يا چريكهاى ايرانى وسايل كافى ارزانى دارند .
اما بيش از هر دليل ديگر بايد گفت كه در اثر قطع شدن روابط ديپلماتيك و سياسى بود كه موجبات شكست اين آزمايش فراهم آمد . محمد شاه در دومين سال سلطنت خود در صدد اجراى نقشهاى برآمد كه نسبت به آن علاقهء سرشار داشت ولى آن كار آشكارا مورد انزجار انگلستان بود ، و آن لشكركشى به عزم فتح هرات بود . پيشرفت روزافزون نفوذ دولت روس و تيرگى روابط انگلستان انگيزهاى فراهم ساخت كه شاه در تابستان 1836 تمام افراد كشورى و لشكرى انگليس را از خيمه و خرگاه همايونى با طرز اهانتآميزى مرخص كند و بعد از دو سال اعتراض بىحاصل و مشاجرات ديپلماتيك سرانجام سرجان مكنيل بيرق دولت خود را پائين كشيد و از ايران رفت .
دستور صادر شد كه تمام افسران و افراد انگليسى قشون ايران نيز از مملكت خارج شوند . بنابراين ناگهان و بيهوده آخرين دورهء اظهار وجود درجهداران انگليسى ، خواه در ميدان رژه و خواه در رزمگاههاى ايران به پايان رسيد . با اينكه آن آزمايش به شكست منجر گرديد ، چه از نظر نتايج عاجلى كه داشته و چه از جهت اثراتى كه در روابط ايران و انگلستان باقى گذاشته است ، اين حقيقت انكارپذير نيست كه
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 741
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٧٤١