بلند بر سر و پيراهن سرخ كه سرشانههاى آبى و يراق سفيد داشت و شلوار گشاد و سفيد و چكمه مىپوشيدند .
4 - افسران انگليسى -
لشكركشى عباس ميرزا به خراسان و بر ضد هرات كه فقط به اين دليل از محاصرهء آن دست كشيدند كه وى در پائيز 1833 درگذشت ، مايهء تجديد نگرانى شديد و حس هراس حكومت هند گرديد ، و براى تأمين منافع انگلستان اقدامات تازهاى برعهدهء نايب السلطنه لرد بنتينك « 1 » افتاد .
در سال 3 - 1832 مقدار معتنابهى اسلحه و تجهيزات به ايران ارسال شد و در مارس 1832 شش ماه پيش از وفات پادشاه پير ، فتحعلى شاه ، عدهء زيادى از صاحبمنصبان و گروهبانان با تداركات نظامى فراوان از هندوستان وارد شدند . در ميان اين افسران نام سر . يوستن شيل و سر . هنرى رالينسن ديده مىشود ( كه هردو بعدا وزير مختار بريتانيا در دربار ايران شدند ) و سرهنگ فرانت ( بعدا كاردار شد ) و سرهنگ پاسمر « 2 » با مقام فرماندهى و سرهنگ استودارت كه در سال 1842 در بخارا به قتل رسيد و سرهنگ دارسىتاد كه رئيس توپخانه شد و سرهنگ شيل كه مأمور شد از ميان نفرات طايفهء شكاك در آذربايجان توپچى تربيت كند .
سرگرد رالينسن به سمت فرمانده نفرات دو قبيلهء كلهر و گورات منتخب گرديد .
وى در سال 1836 با عدهاى از نيروى بهمن ميرزا حاكم كرمانشاه از طريق لرستان و خوزستان به شوشتر رفت . سر . اچ . بيتون بار ديگر به ايران آمد و بعد از درگذشت پادشاه كهنسال فرمانده قوا شد و با حسن تدبير و به سلامت پادشاه جديد محمد شاه را به پايتخت وارد و بر تخت سلطنت مستقر كرد . در همين سال ( 1835 ) وى لشكر ياغى عموى شاه ، حسينعلى ميرزا فرمانفرما را در شيراز سركوب كرد . در اين مرحله تجديد جدى فعاليت نظامى مبلغ 2800 ليره به او پرداخت شد كه كارخانهء باروتسازى را از نو برپا كند و 400 ليره هم بابت خريد ابزار موسيقى به او پرداخت گرديد و از انگلستان دو هزار تفنگ و تجهيزات و 000 ر 500 فشنگ به عنوان شاه هديه فرستاده شد و ستوان ويلبرهام « 3 » و هشت گروهبان از تيپ تفنگداران به سال
هامش
( 1 ) -Bentinck( 2 ) -Passmor( 3 ) -Wilbraham