تجديد شد ، اما بهسبب اهمال و غفلت مسئولان امر ، كه در آن وقت به اوج خود رسيده بود ، باز اين درخواست رد شد ، و عذر آن هم اين بود كه ايران بر ضد همدستان اسمى انگلستان يعنى افغانستان و بلوچستان مشغول اقدامات خصمانه است . حتى در سال 1874 هم سر . هنرى رالينسن توصيه كرده بود لشكرى ده هزار نفرى فراهم شود كه مقررى و غذا و لباس و اسلحهء آنها همه با انگلستان باشد و بوسيلهء افسران انگليسى آماده شوند ، باز به اين حرف هم توجهى ننمودند و تا آنجا كه من مىتوانم قضاوت كنم بعيد است كه چنين درخواستى در آيندهء نزديك تجديد گردد ، و اگر هم بشود محظوراتى در ميان هست كه سابقا نبود . با آنكه علىرغم مساعى قبلى در اين قرن تأسيس نظام جديد در ايران موفقيتآميز نبوده است حضور افسران انگليس در قشون ايران بدونشك ممكن بود متضمن نتايج بىغلوغش سياسى بشود و هنوز مناطقى در ايران هست كه اگر از مساعى اين افسران با جديت تمام حمايت شود اثرات گرانبهائى در تقويت وسايل دفاعى قلمرو شهريارى خواهد داشت .
8 - افسران اتريشى -
هنگام سفر دوم شاه به اروپا در سال 1878 با استقبال خاصى كه در وين از او كرده بودند نمايش بساطى كه براى خوشآيند او تمهيد شده بود مآلا زمينهء آن را فراهم ساخت كه دولت اتريش عدهء معتنابهى افراد لشكرى و كشورى به مدت سه سال در اختيار دولت ايران بگذارد تا به تجديد سازمان هردو بخش نظامى و ادارى ايران همت گمارند .
ده افسر شامل يك سرهنگ ، يك سرگرد ، سه سروان و پنج ستوان در ژانويهء 1879 به تهران وارد شدند . برنامهايكه براى آنها در نظر گرفته شده بود تشكيل دادن هفت گردان هريك مشتمل بر 800 نفر بود كه جمعا لشكرى 5600 نفرى ميشد كه ولايت سلطانآباد ( اراك ) مركز ستاد آن باشد ، و يك سال بعد از تأسيس اين نظام تازه و نو پادشاه از آنها بازديد فرمايند . احتياجى به ذكر نيست كه اين پيشبينى دليرانه به جائى نرسيد و افسران اتريشى كه معلوم مىشود افراد زبدهاى هم نبودند كوششى ننمودند كه حتى زبان محلى را بياموزند . ايشان باهم و با دولت ايران درافتادند ، و سرانجام بيشتر آنها