آورد سر . هنرى رالينسن است كه خود چند سال بعد از آن افسر قشون ايران بود ، از لحاظ امكان قضاوت صحيح موقع بىنظيرى داشت ، وى گفته است :
« مىتوان اين نكته را به ثبوت رسانيد كه هر نوع بهرهاى كه شايد ايران از تحقق تمركز اقتدار در وجود شهريار خود حاصل كرده باشد ، از آن جهت كه دولتى مورد اعتناست ، از اين دگرگونى و تغيير تضعيف گرديده و قدرت مقاومت نمودنش در مقابل اجانب كاهش يافته است . در يك دستگاه حكومت كه از هرگونه سازمانى در همه رشتههاى امور عارى است ، ترتيب دادن لشكر و نظام دور از امكان است . ازاينرو نتيجه اين شده است كه باوجود افراد پرطاقت و استوار كه در لشكر آذربايجان از ميان مردم آن سامان و بخصوص نفرات كوهستانى كرمانشاه بودند و استعداد زيادى كه افسران آن از جهت اخذ تصميمات نشان دادهاند ، باز وضع نظام جديد ايران از همان اوان تأسيس قابل تعريف نبود و با لشكرهاى منظم اروپا و هند فقط از بابت مشق و تعليم وجه مشتركى داشت ، و وضع و كار اين سيستم نوخواه از لحاظ مقررى نفرات ، و غذا ، و وسايل حملونقل و ارتقاء ، و فرماندهى ، به كلى ناقص بود . درعينحال اعتماد بىموردى نيز كه بسيار مبالغهآميز و ذاتا خطرناك بشمار مىرفت نسبت به آن نموده بودند و منابع مملكت بىحد و حساب صرف كار قشون شد ، بهحدى كه اين كار در نقصان آن منابع مؤثر افتاد و بالاتر از همه ايلات بودند كه دلاوران امپراتورى بودند ، و نادر در اثر رشادت آنها بر شرق پيروز شد ، آن قوهاى كه هرگز تن درنمىداد و همواره نيز آمادهء پيكار و ستيز بود ، تحت فرماندهى آقا محمد خان لشكريان روس را در پهناى بيابان محاصره و نابود كرد . پس براستى مىتوان گفت كه ما با التفات نمودن نظام جديد به ايران كه انگيزهاش رفع خطر مغازلهء نارواى او با فرانسه بود ، رداى نسوس « 1 » بر قامتش انداختهايم . »
3 - دورهء انحطاط -
بعد از خروج قسمت عمدهء نفرات انگليسى در سال 1815 عباس ميرزا باز به هوس زندگانى خوش ديار فرانسه افتاد ، ولى از عزم
هامش
( 1 ) -Nessus- خرقهء افسانهاى كه سبب مرگ هركول قهرمان باستانى يونان شد . مترجم .