حمايت او خوددارى نداشت محل اطمينان بود ، حتى با وجود آنكه او به شاهزادگان امر داده بود كه كشيك بدهند ، و به آنها سه روز غذائى جز نان خشك نداد ، و در نظر سربازان ايرانى هم گرامى بود و با وجود انضباط سختى كه بر ايشان تحميل مىكرد ، وى را به ديدهء احترام و تحسين مىنگريستند .
خاتمهء جنگ ايران و روس ، در سال 1813 كه موجب امضاى عهدنامهء گلستان شد سببى جهت معاهدهء سوم ايران و انگلستان فراهم ساخت ، كه در نوامبر 1814 در تهران به امضاء رسيد كه به موجب مواد آن دولت انگليس براى مشق و تعليم دادن سربازان ايرانى به مهيا ساختن افسران و تدارك اسلحهء جنگى و وسايل و كارگر جهت كارخانهء تبريز متعهد گشت .
در آن كارخانه توپ و تفنگ و همچنين باروت قابل استفادهاى مىساختند ، و از قرار گيروانكهاى چهار پنس به فروش مىرسيد ، اما چون كار جنگ با روس تمام شده بود ، و خطر عاجلى به نظر نمىرسيد ، عباس ميرزا كه ثبات رأى نداشت از تعقيب كردن برنامهء اصلاح قشون بازايستاد ، و حتى نسبت به چند تن از افسران انگليسى ابراز بدبينى كرد . سپس در نتيجهء اختلافى كه در سال 1815 بين ايران و انگلستان راجع به موضوع ادامهء پرداخت وجه مساعده پيش آمده بود ، وزير مختار انگليس به تمام افسران غيررسمى كه در خدمت دولت ايران بودند دستور داد كه مملكت را ترك نمايند . لذا با وجود اينكه بعضى از افسران مانند هارت و دارسى باقى ماندند باز در واقع نخستين دورهء تعليمات نظامى انگليس در ايران سرآمد .
قدرت لشكرى ايران -
هيچ دليلى بارزتر از اين راجع به دنائت و خست فتحعلى شاه نيست كه با وجود خطر ملى ، اصرار مىورزيد كه دفاع آذربايجان كه ميدان جنگ شده بود ، فقط برعهدهء لشكر آن ايالت باشد ، و به جاى آنكه مخارج جمع و جور كردن لشكر ملى و تعليم و انضباط آنها را تأمين و مواجب سربازان را پرداخت كند ، ترجيح داد كه حيثيت وى لكهدار ، و قلمرو پادشاهيش تجزيه شود .