نيك دوست مىداشت ، و افكارش راجع به عظمت ملوكانه به پذيرائى سفير بيگانه با طمطراق فراوان و استعمال جواهرات گرانبها در حين جلوس بر تخت طاوس محدود شده بود ، و حتى مىگويند كه در يگانه نبردى كه شركت جسته بود ، در اثر ترس ، از توسن خود بر زمين افتاد ، ولى در دورهء پادشاهى او مركز نظامى ايران از تهران به تبريز و از وجود شهريار به وليعهدش عباس ميرزا انتقال يافت و از همان موقع است كه رقابتهاى انگلستان و فرانسه و روس اقدام به تعليم آموزش فنون نظامى را از ناحيهء خارجىها بخصوص انگليسىها سبب گرديد كه من راجع به آن شرحى به نحو اجمال بيان خواهم كرد .
لشكر عباس ميرزا
1 - افسران فرانسوى -
ايران تجديد عهد با نظم و انضباط اروپائى را بعد از آزمايشهاى بىدوام برادران شرلى - كه قبل از آن نسبت به آن پاك بيگانه بود - مديون عباس ميرزا وليعهد است كه در تبريز اقامت داشته ، و والى آذربايجان بوده است . وى كه در ايالتى مرزى مىزيست كه از سالهاى نخست همين قرن دوچار حملهء شديد روس شده بود ( در آن موقع ايران و روس در حالت جنگ بودند ) به اين حقيقت پى برده بود كه بدون مدد خارجى براى وى امكان هيچگونه توفيقى بر ضد يك دشمن اروپائى وجود ندارد . او درسهاى نخستين نظامى خود را با مشقهاى بسيار ساده تحت تعليم مربيان روسى فراگرفته بود ، و شاهزاده در اين كار چنان با شور و غيرت رفتار مىكرد كه به منظور از بين بردن غرضورزى هموطنانش ، خود اونيفرم پوشيد ، و هرروزه به مشق و تمرين مىپرداخت ، و اعيانزادگان دستگاه خويش را ترغيب مىكرد كه همان راه را در پيش بگيرند .
سپس با ورود هيئت ژنرال گاردان چندى دورهء برترى كار فرانسوىها ، از سال 1807 تا 1808 فرارسيد ، چون ناپلئون كمك نظامى سرشار وعده كرده بود ، وى با خود هفتاد تن افسر مأمور و غيررسمى همراه آورد و اين عده در آذربايجان و كرمانشاه به تعليم و مشق دادن افراد كثيرى مشغول شدند كه از قرار معلوم كارشان بىحاصل