تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
هم نبوده است . معروف‌ترين اين افسران : ترزل ، برنادر ، لامى ، بونتان ، فابويه ، ربول و ورديه بودند « 1 » .

2 - افسران انگليسى -

انگلستان كه در برابر خطر رخنهء سريع نفوذ فرانسه در اين سرزمين كه مبالغ هنگفتى هم خرجش كرده بود ، دير از خواب غفلت برخاست ، در سال 1808 سر . هارفورد جونز را اعزام داشت تا در اخراج فرانسوىها اقدام ، و عهدنامهء جديدى با فتحعلى شاه امضا كند . وى در انجام اين مقاصد توفيق كامل يافت ، و معاهدهء او كه در مارس 1809 به امضاء رسيد ، حاوى ماده‌ايست مبنى بر اينكه سالانه 000 ، 200 تومان به دولت ايران مساعده پرداخته و آنچه افسر و سرباز انگليسى لازم باشد مجانى اعزام شود . در اجراى همين ماده بود كه سرجان ملكم سال بعد براى دفعهء سوم رهسپار ايران شد ، و با خود عده‌اى از افسران لشكر هند و انگليس را همراه برد ، و وارد خدمت دولت ايران كرد ، كه در ميان آنها نام كريستى ، ليندزى ، مونتايث و ويلوك برجسته است . سر . گور اوزلى كه جانشين سر . هارفورد جونز شده بود در سال 1811 به اتفاق چند افسر از انگلستان عزيمت نمود ( كه يكى از آنها سرگرد دارسى بود كه سپس دارسى تاد
Todd
معروف شد ) با وى چند تن از گروهبانها نيز از لشكر 47 انگلستان به ايران آمدند ، تا به پياده‌نظام ، انضباط درس بدهند . سرگرد كريستى كه از لشكر بمبئى بود به اين كار آخرى يعنى تعليم سربازان مأمور شد و ستوان ليندزى از لشكر مدرس ( هند ) به آموزش گروه توپخانه كه خود ترتيب داده بود پرداخت و تحت نظارت عالى عباس ميرزا با شور و علاقهء وافر خدمت نمود ، و حضرت و الا علىرغم درخواست‌هاى ليندزى پافشارى مىفرمود كه ريش توپچىها را نتراشند ، تا روزى كه حسن اتفاق نارنجكى ناگهان در دست يكى از آنها آتش گرفت و ريش سركار توپچى را سوزانيد و از آن پس چانه‌هاى صاف فراوان شد .
هامش
( 1 ) -Verdier , Reboul , Fabrier , Bontems , Lamy , Bernard , Trezel
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 732 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى