خدايا اين منم كه در پيشگاهت ايستاده و خوش اعتمادى من به تو سايه بر سرم افكنده و تو آن گونه كه در خور چون توئى است نسبت به من رفتار كن و مرا با عفو و گذشت خويش در بر گير . خدايا اگر مرگم نزديك گشته و كردارم مرا به تو نزديك نساخته من همان اعتراف بگناهم را وسيلهء كوتاهى كردن و تقصيرات خويش قرار مىدهم . خدايا در اين صورت اگر بگذرى پس كيست كه از تو بدين كار سزاوارتر باشد ، و اگر عذاب كنى پس كيست كه در حكم عدالتش بيشتر باشد .
خدايا چه سخت شوق ديدار تو را دارم ، و چه اميد بزرگى بپاداش تو دارم ، و تو آن بزرگوارى هستى كه آرزوى آرزومندان در پيشگاهت مبدل بنوميدى نگردد ، و شوق شوقمندان نزد تو بىاثر نباشد ، خدايا من بر خويشتن ستم كردم بدانسان كه من بدان نگريستم و توجه كردم و تنها ( وسيلهء نجاتش ) توجه و نظر ( مهربانانهء ) تو است كه نسبت به دو باقى مانده ، پس واى بحالش اگر آن توجه و نظر خود را از او دريغ دارى .
خدايا تو پيوسته در دوران زندگى به من احسان و نيكى فرمودى ، اين احسانت را پس از مرگ نيز از من دريغ مفرما ، خدايا چگونه از توجه نيكوى تو نسبت به خود پس از مرگم نااميد گردم با اينكه در تمام دوران زندگى جز به احسان و نيكى سرپرستيم نكردى ، خدايا گناهم مرا ترسانده ولى ( در عوض ) دوستى و محبتى كه به تو دارم مرا در پناه خويش گرفته ، و تو در مورد كار من بدانسان كه خود شايستهء آنى سرپرستى فرما . و بازگرد بفضل و بخشش خويش بر كسى كه نادانيش او را در كام خود فرو برده ، اى كه هيچ پنهانى بر او پوشيده نيست درود فرست بر محمد و خاندان محمد ، و بيامرز از من آنچه را كه بر مردم پوشيده است .
خدايا گناهانى را در اين دنيا بر من پوشاندى و براى كسى آنها را
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 161
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص١٦١