جز بنگهدارى تو ، و وسيلهاى براى رسيدن بكارها نيك نيست جز بمشيت و ارادهء تو ، پس كجا توانم بگذشتههاى خود كه مشيت تو در آن گذشته است دسترسى پيدا كنم ، و كجا توانم از گناه خوددارى كنم اگر نگهداريت شامل حالم نگردد ! خدايا تو مرا به درخواست بهشتت راهنمائى كردى پيش از آنكه آن را بشناسم و چون آن را شناختم نفس من بدرخواست آن از تو اقدام كرد ، آيا ( ممكن است ) درخواستكنندگان را به نيكى خود راهنمائى كنى و آنگاه ( كه از تو خواستند ) عطاى خود را از ايشان بازدارى ؟ و تو در هر كارى كه انجام دهى بزرگوار و پسنديده هستى اى صاحب جلالت و بزرگوارى .
خدايا اگر من سزاوار آن مهرت كه از تو اميد دارم نباشم ولى تو شايستهء آنى كه با كرم و بزرگوارى خويش بر من تفضل فرمائى ، زيرا شخص كريم چنان نيست كه تنها به كسى كه شايستگى دارد نيكى كند ، خدايا اگر من شايستهء آن مهرت كه اميد آن را دارم نباشم ، ولى تو چنانى كه با فراخناى رحمتت نسبت بگنهكاران جود و كرم فرمائى .
خدايا اگر چه گناهم مرا ترسان كند ولى ( در عوض ) خوشگمانيم به تو مرا پناه دهد ، خدايا خواستهء من همانند خواستهء خواستاران ( معمولى ) نيست ، زيرا اگر بخواستارى خواستهاش را ندهند از درخواست ( مجدد ) خوددارى كند ، ولى من چنانم كه در هر حال ( چه پاسخم دهى و چه ندهى ) از درخواست تو ، بىنياز نخواهم بود .
خدايا از من درگذر ، و اگر نگذرى مرا ببخش زيرا گاهى است كه آقا ( و بزرگ ) با اينكه از بندهاش راضى نيست او را مىبخشد ، خدايا چگونه بخوانمت با اينكه من همان منم ( و همان بندهء گنهكارم ) و چگونه از درگاه تو مأيوس و نااميد گردم با اينكه تو همان توئى ( كه كرمت نامتناهى است )
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 160
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص١٦٠