خدايا چگونه سينههاى ما بمصاحبت دنيا شاد گردد ، و چسان كارهاى ما با سختيهاى آن ملائم گردد ، و چگونه خوشيها و شاديهاى ما در آن خالص گردد ، و چگونه غرور بوسيلهء لهو و لعب مالك و اختيار دار ما گردد ، با اينكه گورها ما را بنزديك شدن مرگمان دعوت كند و ( بسوى خود ) كشاند .
خدايا چسان شادمان شويم در خانهاى كه گودالهائى براى افتادن سر راه ما كنده ، و با مرگ و مردن طنابهاى نيرنگ خود را بهم بافته ، و جرعههاى تلخ خود را به اكراه ( و زور ) بگلوى ما ريخته ، و جانمان ما را به ادامه نداشتن زندگى راهنمائى كرده - البته اگر اين جهت نبود كه اين نفسهاى ما بخاطر لذتهاى به ظاهر فريبنده و فراخش بسخنان او گوش فرا داده و به زر و زيور پست و نابودشدنى آن مفتون و فريفته گشته - خدايا با اين وضع ما از بدسگالى نيرنگهاى دنيا به تو پناهنده ميشويم ، و براى عبور از پل اين دنيا از تو كمك خواهيم ، و بكمك تو اعضاء و جوارح خود را از باقيماندهء شهواتش باز ميداريم و به يارى تو جامههاى حيرت را از او بيرون مىآوريم ، و بوسيلهء تو از دلها سختى جهالتش را بر طرف سازيم . خدايا چگونه خانهها مىتوانند ساكنين خود را از ورود بلاها محافظت كنند با اينكه در هر خانهاى ( لا اقل ) يك تير از تيرهاى مرگ اصابت كرده ؟ خدايا جانهاى ما را از انتقال بسوى آن سرا نگرانى و اضطرابى ندارد اگر در اثر دورى و رفاقت نداشتن با نيكان بوحشت نيفتد ، خدايا جدائى از ياران و خويشان بما زيان نزند اگر اين جدائى سبب نزديكى به تو گردد اى دارندهء عطاها ! خدايا جويهاى هوا و هوس ما از آب اميد خشك نگردد اگر بومهاى ميشوم در اطراف چشمههاى اشتياق ما بپرواز در نيايد ، خدايا اگر عذابم كنى بندهاى را عذاب كردهاى كه او را براى منظور خويش آفريدهاى و سپس عذابش كردهاى ، و اگر مورد مهر خويش قرارم دهى بندهاى است كه گنهكارش يافته و نجاتش دادهاى ، معبودا راهى بنگهدارى از گناه نيست
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 159
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص١٥٩