تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
خدايا تنى برايم آفريده‌اى و ابزارى در آن به كار نهادى كه ( هم ) ميتوانم با آنها فرمانبرداريت كنم و هم نافرمانيت ، و هم بدانها تو را بخشم آورم و هم بخشنودى ، و در نفس من داعى ( خوانندهء ) بسوى شهوات و تمايلات را قرار دادى ، و در خانه‌اى سكونتم دادى كه پر است از آفات ، آنگاه به من فرمودى خود را ( از نافرمانى ) نگهدارى كن ، و من بكمك تو خود را نگهدارم و بوسيلهء تو از گناه خوددارى كنم ، و به تو پناه جويم ، و به يارى تو ( از معصيت ) احتراز جويم ، و از تو توفيق خواهم تا موجبات خشنوديت را فراهم سازم ، و از تو درخواست كنم اى سرپرست و مولايم زيرا كه درخواست من تو را درمانده نكند . خدايا تو را خوانم خواندن شخص اصرارورزى كه از خواندن مولاى خود خسته نشود ، و بدرگاهت زارى كنم همانند كسى كه بخاطر داشتن دليل و حجت در دعوا بر زيان خويش اقرار دارد . خدايا اگر - از نظر پوزش خواهى از گناه - راهى براى تبرئه شدن رساتر از اعتراف بدان ، سراغ داشتم همان را بدرگاهت مىآوردم . پس اى خدا با همين اعترافى كه كرده‌ام گناهم را ببخش ، و هنگام بازگشتم از درگاه خويش نااميدم باز مگردان . خدايا نفس من با اعتراف ( بگناه ) بدرگاهت شتافته و بخشش را از تو خواهد ، و دهانه‌هاى آرزوهايش را بسوى توجه و نظر ( مهربانانهء ) تو باز كرده ( آن نظر و توجهى را ) كه سزاوارش نيست پس اى خدا آنچه را درخواست كرده‌ام به او ببخش ، و آنچه را جويايش هستم به دو كرم فرما كه براستى تو در مورد تحقق بخشيدن بآرزوى آرزومندان بزرگوارترين بزرگوارانى ، خدايا تو خود ميدانى كه من به چه گناهانى دست زده‌ام ، و چسان بر جان خويشتن زياده‌روى كرده‌ام ، و در اين صورت يا مرا بندهء فرمانبردارى به حساب آر و مورد اكرام و بزرگوارى خويش قرار ده و يا بندهء نافرمانى منظورم كن و مشمول رحم و مهرت بفرما .