تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
ما را در بر گيرد ، و خشت لحد سقف خانهء ما گردد ، و با حال ندارى و بيچارگى ما را بدست راست در گورمان بخوابانند ، و در تنگترين خوابگاه‌ها تك و تنها ما را بيندازند و بروند ، و مرگ ما را در شگفت آورترين جايگاهها به زمين افكند ، و در سرزمين مردمانى در آئيم كه ظاهرا مسكون است ولى از سكنه خالى است . خدايا بما ترحم فرما در آن روزى كه به پيشگاهت در آئيم در حال برهنه‌گى و عريانى ، و سرهائى گرد آلود از غبار گور ، و روهائى دگرگون از خاك لحد ، و ديده‌هائى سر به زير از هراس رستاخيز و لبهائى خشكيده از شدت عطش ، و شكمهائى گرسنه از توقف طولانى ، آن هنگامى كه زشتيهاى ما در برابر ديدگان مردم هويدا ، و پشت ما از سنگينى گناهان خم گرديده ، و سرگرم مصيبتهائى هستيم كه از خاندان و فرزندانمان بما رسيده . ( اى خدا ) پس در آن ( گير و دار و آن ) وقت با گرداندن روى بزرگوارت از ما مصيبتهاى ما را چندين برابر نفرما ، و آن بهره‌هائى را كه اميدوارى ما در نظرمان مجسم ساخته از ما مگير . معبودا اين ديدگان را چيزى مشتاق گريستن نكرده و آنها را جودمند بزيرش سرشك نساخته و بىآنكه عزادار كسى باشند از گريه‌هاى سختى چون گريهء زنان جوانمرده بيدار نگاهشان نداشته ، جز همان كارهاى گذشته‌اى كه از روى عمد و خطا انجام داده ، و جز آنچه از عواقب بلاى خويش بنگرند ، و تو اى خداى عزيز قدرت و توانائى دارى كه غمشان را بزدائى . معبودا اگر ما مجرم و بزهكار هستيم گريه‌مان بر اينست كه چرا آن قسمت از حرمت تو را كه سزاوارش بوديم ضايع كرديم ، و اگر محروميم گريه‌مان براى آنست كه چرا جود تو را كه در جستجويش بوديم از دست داديم . خدايا شيرينى آنچه را زبانم با بلاغت در لطفش جوياى شيرينى
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 157 | سيد هاشم رسولي محلاتى / عبد الله بن صالح السماهيجي