تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
انداخته ، ولى خود را بگنجينه‌هاى حيات بخشى كه در دوران زندگى آماده كردم - يعنى همان اميد بسيارم به تو - رسانده‌ام . خدايا هر گاه به ياد رحمت و مهر تو مىافتم راههاى وسيله گيريم بديدن آن خندان ( و خورسند ) مىشود ، و هر گاه به ياد خشم و غضب تو مىافتم ديده‌هاى مسئلتم گريان مىشود . معبودا ! پيمانهء پرى از آب رحمت خود را براى اين بندهء مستمند مقرر فرما كه براستى تشنگى او را از پاى درآورده و ناتوانى و سستى رشتهء حياتش را احاطه كرده . معبودا ميخوانمت همانند كسى كه جز تو در دعاى خويش به ديگرى اميد ندارد و اميدوارم به تو چونان كه اميدش را جز بدرگاه تو بجاى ديگر نبرده . معبودا چسان روى علم و دانشم را كه بنعمت بخشى تو دارم از درگاه تو بگردانم در صورتى كه با طلب روزى از تو براى اين تنم يكى از نانخواران تو محسوب ميشوم ، خدايا چگونه زبان خوارى و تضرع خود را ببندم با اينكه سرنوشت مبهم و تاريكم مرا پريشان و مضطرب ساخته . خدايا تو خود به خوبى ميدانى كه اين تن من چسان در زندگى به روزى تو كه رساندنش را بعهد گرفته‌اى نيازمند است ، و دانائى كه پس از مرگ نيازش به روزى در مقابل بهشت اندك است ، پس اى خدائى كه از روى تفضل در اين دنياى زودگذر به من كرم و بخشش فرمودى ، در باز پسين يعنى روز نيازمندى من نيز عطا و كرم خود را از من دريغ مفرما ، زيرا از نشانه‌هاى نعمت بخشى شخص كريم آنست كه آن را بپايان رساند ، و از زيبائيهاى كرم جودمند آنست كه آن را كامل گرداند . خدايا اگر كارهاى جاهلانه از من سر نزده بود اكنون از لغزشهاى خويش شكوه‌اى نداشتم ( و از آنها پوزش نمى خواستم ) و اگر به ياد كوتاهيهائى كه كرده‌ام نميأفتادم سرشك ( ندامت ) از ديده نميباريدم . خدايا پس اولا